و تعداد زیادی از دوستان از من در باره ی دخترم می پرسند و باز تا این زمان از گفتن نام وی امتناع می کردم و باز هم نمی دانم چرا!؟
من مینو صابری هستم ۴۶ ساله دارای یک فرزند ، اهل اراک و ساکن تهران.
و اما دخترم
بهتر است پبش از معرفی نام وی کمی برگردم به گذشته.
.سال ۱۳۶۰ که من منتظر به دنیا آمدن دخترم بودم فیلمی ترکی از تلویزیون پخش شد با نام « عروس سیاه پوش ». نه آن فیلم ساخته ی تروفو
در این فیلم بود که برای اولین بار دیدم نام دختری « صدف » است. و من چقدر از این اسم خوشم آمد
با پدرش هم قرار گذاشته بودیم نام پسر را ایشان انتخاب کند و نام دختر را من. که خوشبختانه فرزندم دختر بود.
صبح روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ صدف به دنیا آمد، زمانی که پرستار ها به کرّات به اطاقم می آمدند و شیرینی برایم می آوردند من فکر می کردم هر مادری که فرزند به دنیا می آورد ازوی چنین استقبال می کنند! نمی دانستم بیرون از بیمارستان چه می گذرد!؟ خرمشهر آزاد شده بود!
صدف به دنیا آمد و شد مونس جان من.
خیلی دوست داشتم که او در آینده راه « هنر » را در پیش بگیرد اما آزادش گذاشتم تا از این شاخه به آن شاخه بپرد و هر راهی را که دوست دارد امتحان کند ، !درست بر خلاف عده ای که همیشه دوست دارند فرزندشان پزشک شود
دبستان که می رفت می گفت دوست دارم جهانگرد شوم ... بزرگتر که شد گفت می خواهم قاضی شوم ... بعد گفت می خواهم نویسنده شوم ...
سیزده چهارده ساله که شد به این نتیجه رسید که جمیع انبوه شغل هایی که در نظر داشته « فیلمسازی» است.
... در دانشگاه در رشته ی « کارگردانی سینما » مشغول به تحصیل شد، همزمان کار فیلمسازی و عکاسی را آغاز کرد.
ادامه دارد ...
قبلا" در باره او پستی نوشته بودم
و باز دوست دارم همان ترانه که در آن پست بود را بشنوم
پ. ن
هر چند در زمینه های مختلف هنری فعال است در زمینه ی وبلاگ نویسی غیر فعال است! یعنی فرصت نمی کند .
نام سایتش در بخش سایت های وبلاگم هست. با نام صدف فراهانی.
پ.ن 2
پینگ های گاه به گاه متعلق به لینک های روزانه ست من بی تقصیرم خودش پینگ می شود
سلام مینو. خوشحالم که این یک بار که توانستم سایت شما را باز کنم با این متن بسیار زیبا و شیرین و صمیمی شما روبرو شدم. یکی از زیباترین نوشته های شماست چرا که درباره خودتان مینویسید و برای همین لطف و صفای مخصوص خودش را دارد. منتظر خواندن بقیه این داستان زیبا و خواندنی هستم.
من فکر میکردم این خانم فراهانی با آقای بهزاد فراهانی نسبت داره دختر معروفی داری خانومی .........شاد باشی
من فکر میکردم این خانم فراهانی با آقای بهزاد فراهانی نسبت داره دختر معروفی داری خانومی .........شاد باشی
راوی جون عزیزم . چه مینو جان چه راوی جان ... میدانم یکی از مهربانترین قلبهای دنیا رو دارین و از اینکه دنیای مجازی امکان آشنایی با شما رو برام فراهم کرد خوشحالم. مثل کسی که هر روز منتظر گذر زمان است تا به خانه یکی از عزیزترینهایش برود هر روز متظر زمان مناسبم که به سراغ وبلاگستان بیآیم و اولین نامی که کلیک میکنم "اونگ خاطره های ماست "دوستتان دارم و با آرزوی دیدار
من تا حالا فکر میکردم این خانوم فراهانی با آقای بهزاد فراهانی نسبت داره ........شاد باشی خانومم
سلام...
تقریبا روی هر وبلاگ مطرحی که می رفتم
لینک شما را می دیدم..
امشب برای اولین بار آمدم...
در یک کلام خلاصه کنم : به دلم نشستید ..
منهم دختری دارم که از پنج سالگی سنگ صبور
من بود و حالا پانزده سال دارد ...
با آرزوی بهترین ها برای شما و خانواده گرامیتان.
مستعار ننوشتن ، آدم را بدجور محدود میکند ، نمیدانم چطور خودت را راضی کردی دیگر مستعار ننویسی ، نه اینکه من علاقه به نوشتن پستهای رادیکال داشته باشم ، ولی وقتی تصور میکنم که ممکن است اگر خواسته شود ، تفسیرهای خاص از هر پست و هر کلمه و هر عکس کرد ، مجبور به محافظهکاری میشوم.
در عین حال فکر میکنم ، مستعار نوشتن هم دردسرها و رخوت خاص خودش را داشته باشد ، شاید نوشتن با اسم واقعی نوعی احساس مسئولیت هم به آدم بدهد.
سلام مینو جان-
حالا با خیال راحت میشه مینو صدات زد اینجا..
اون فیلم را دیدم و صدف هم اسم زیباییست.
fazel | دوشنبه، ۲۰ آذرماه ۱۳۸۵، ۱:۵۹ صبح
کشف حجابت مبارک باد!
چه مینو، چه راوی، با هر اسمی که بنویسی... دوستت دارم.
از اولش حس میکردم اسم کاملت رو روزی میگی:)
من هم هوس کردم بگم اسممو:))
زيتون | دوشنبه، ۲۰ آذرماه ۱۳۸۵، ۲:۳۰ صبح
خوشحالم که حالا دیگر دوستان هم
تو را با نام اصلیت را می شناسند.
ادرس جدیدت را هم وارد کردم.
سلام
راوی عزیز
الان پستت را خواندم،رفتم میل قبلی را بخوانم ... دیدم میل جدید آمده و....تو میدانی من هم متولد 3 خردادم؟ البته سال 52. آن سال که صدف به دنیا آمد من در خیابان ژاله رفته بودم کیک تولدم را بخرم...عجب سالی بود....عجب دنیا کوچیکه! نه؟
مینو جان
چه روان، چه ساده و چه زیبا توضیح دادی.
صدف هم با اجازه همشهری عزیز من باقی خواهد ماند!
دخترتون زنده باشه كه عكساي قشنگشو هميشه ميديدم و فكر نميكردم دختر شما باشه........
با شنيدن فاميلتون ياد حاج آقا صابر اون آخوند معروف اراك افتادم كه هميشه فاميلا ازش نام ميبردن.......
ta hala be webloget sar nazade boodam, ziba minevisi va say mikonam az aval matalebet o bekhonam ta bebinam chi be chi ye
rasT 2khtaret weblogi nadare ke dar bare madaresh benevise ?
ravi man khastam RSS e sitet o ezafe konam be google readeram vali mes e inke RSS nadare webloget
Rss i ke gozashti bara linkdoonite
har moghe ke RSS dar shod webloget ye khabari bede ma ham bekhonim neveshtehat o
با آرزوی بهترین ها
با هر اسم خودمو به شما نزديک حس ميکنم.هيچ فرقي نداره.ضمنا اراک الان سفيد پوشه ها.جاي شما خاليه عزيزم
خوشبختم..:))
راوی جان سلام.
حدس میزدم بهشتی باشی.
هربار پهلویت میآمدم مشامم از بوی بهشت انباشته میگشت.
اینکه نامت هم بهشت است را نمیدانستم.
بوی شکلات را، آن رنگ فراموش نشدنیش را و آن مزهُ جانانه ای که هنوز هم دهانم شیرین میسازد و هم ذهنم را برایم زنده ساختی.
چه نام با مسمایی تو داری، حقا که برازندهُ توست این نام و من میبالم به خود که در خود چنین صدفی پنهان داشتی و به جهان عرضه اش کردی.
حال دیگر حقیقت:"از کوزه همان طراود که در اوست".معلومم گشت.
میگویند بهشت زیر پای مادران است، من میگویم بهشت روی چشمان من جای دارد و صدف در قلبم.
به تو به خاطر داشتن چنین فرزند هنرمندی تبریک گفته و به صدف این یار خلفت مرحبا میگویم.
چشمانت همیشه روشن، سفرهُ نانت همیشه گشوده مانند سفرهُ قلبت باشد.
بَه بَه چه نامهای زیباییند مینو و صدف.
صورت زیبایت میگوید به من زیبا سیرتی.
میخواستم برایت گلی فدا کرده و تقدیمت کنم، ولی خود بهشتی و تمامی گلهای جهان در توست، پس قطعه ای از ویلون نوازی آقای Roby Lakatos را برایت ضبط کردم، امید که مورد قبول افتد.
http://saidazberlin.de/Roby%20Lakatos.mp3
مینو جان همیشه شاد و همیشه خندان باشی.
سعید از برلین.
فکر کنم اسامی مهم نیستند.چه فرقی میکنه که شما مینو خانم باشید یا صدف؟مهم انتقال معانی و مفاهیم و دانسته هاتون هست که در این کار موفقین.براتون ارزوی دستان قوی میکنم تا باز هم برایمان بگویید.
راوی جان همیشه دوستتون دارم با هر نامی که باشین.
khoshhalam ke unghadr dar internet ehsase amniyat kardi ke esme kamelet ro gofti :) dar zemn Minoo yeki az esmhaaye morede alagheye mane :)
سلام راوي جان
اسامي مهم نيستند مهم اون محبتي که شما نسبت به تک تک دوستانتون دارين
براي صدف خانم هم آرزوي موفقيت دارم
شاد و بهروز باشي
مينو يا راوي ( که براي من هميشه شايد راوي ، چون با اين اسم شناختمت ) مهم مطالبته که ازش ياد ميگيريم و لذت ميبريم . همين ...
راوی جان یا مینو خانم صابری یا مامان صدف جان
از آشنایی با شخصیت حقیقی ات خیلی خیلی خوشحالم .. بدون معرفی هم خیلی عزیزی ... از دیروز تا حالا کلی عکسهای دخترت را نگاه کردم خیلی زیبایند چه روح لطیفی داره ... یک ماچ گنده از طرف من به مادر و دختر هنرمند ..
پروانه هیچستان | دوشنبه، ۲۰ آذرماه ۱۳۸۵، ۸:۲۳ بعدازظهر
نههههه!!! شما که این همه وقت هست من خوانندهی وبلاگتون هستم، مامان صدف فراهانی همدانشگاهی من هستین؟!! خدای من چرا دنیا اینجوری کوچیکه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چه شوک بامزهای!
چه جالب اصلا فکرش رو هم نمی کردم!!
ولی چه کار خوبی کردید که با اسم خودتون شروع کردید به نوشتن،
با آرزوی سلامتی و سرافرازی
ایام به کام
برایم جالب بود...شاید چون تا پیش از این بیشتر به هوای آهنگ هایی که میگذاشتید به وبلاگتان سر میزدم ناخودآگاه صاحب وبلاگ را مرد تصور میکردم...شوکه شدم یهو...
سلام راوی جان،
چقدر این پستتون به نظرم جالب اومد. اینکه اینقدر رو راست همه چیز رو برای خواننده هاتون گفته بودین. من می دونستم که اسم کوچکتون چیه ولی بیشتر از این چیزی نمی دونستم. راستش برام مهم هم نبود... فقط خودتون برام مهم بودین و نوشته ها و وبلاگتون. الان هم با همون اسم راوی راحت ترم... از راوی ها و نویسنده ها خیلی خوشم میاد. قابل تقدیره که اینقدر به نظرات کسایی که وبلاگتون رو می خونن اهمیت می دین، روش فکر می کنین و بعدش وقتی که به نتیجه ای می رسین اون رو اینقدر رک و رو راست عملی می کنین.
همیشه موفق و سلامت باشین.
پ.ن. چشمتون به جمال خواهر کوچیکه و دنی روشن شد یا نه؟
سلام گلم /همیشه صاف مثل آینه /تو اگر راوی باشی همان یاداور بهشت موعودی و اگر مینو باشی باز هم راوی حسهای اهورائی هستی /اسم و رسم تنها نشانه اند و بس /مهم این است که آونگ خاطره ها از تو شکل می گیردو به قول شاملوی بزرگ خوشا نظربازیا که تو آغاز می کنی ...با تمام دل دوست دارم و احترامت در تمام لحظه ها بر من واجب است /خداوند مینو و صدف را برای یکدیگر سالم و ماندنی نگه دارد/آمین /با عشق :روشینا
سلام نازنين راوي جان ....
دوست دارم راوي صدايت كنم هرچند كه مينو را نيز دوست دارم . دست من نيست كه كه از اول به نام راوي باهات درددل كرده ام ...
چه نيمه شبها كز پاره هاي ابر سپيد
به روي لوح سپهر
ترا چنانكه دلم خواسته است ساخته ام
براي تو و صدف نازنين آرزوي خوشبختي و شادكامي دارم . راستي دني كوچوكو و مامانيش چطورن ؟ خوش ميگذره ؟ سلام برسون ...
راوی جونم اسم واقعی و هویت واقعیت برای من فرقی نداره که چیه.مهم اینه که من تو رو خیلی دوست دارم.
یه حس خوبی نسبت بهت دارم.حس یه آدم مهربون.
بوس بوس
salam Minoo jun. in shahabe darbedare araki chand dafe barat email zad vali javabi barash nayumad.az khoda mikham har ja hasti salem va sare hal bashi. vaght kardi ye email bara ma send kon.fadaye shoma. shahab
آخی جان! چقدر هميشه از اسم مينو خوشم می آمد و خوشم می آيد. شاد باشی نازنين!
سلام.برایت آرزوی موفقیت می کنم
هنوز يكي از خاطره انگير ترين لحظات زندگيم و خانوده ام و برادر ها و خواهرهايم يك كاست از مينو جوان است.
بخاطر آنهمه لحظات زيبا از شما سپاسگزارم.









خوشبختانه قبلاً افتخار آشنایی با صدف خانم هنرمند رو داشتم.
عکس های صدف رو از دست ندید که شدیداً هنری و حرفه ای هستن...
شهاب یارمحمّدی | یکشنبه، ۱۹ آذرماه ۱۳۸۵، ۱۰:۲۴ بعدازظهر