تبليغاتX
آونگ خاطره‌های ما

آونگ خاطره‌های ما

دار، آونگ خاطره‌های ما، در ساعت تاريخ بود. ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. (سال بلوا، عباس معروفی)



تولـــــــدت مبـــــــــــــــــارک مبـــــــــــــــــارک مبـــــــــــــــارک

افسانه جان،بهترین خواهر دنیا ، تولدت مبارک
امیدوارم که سالهای سال در کنار همسر عزیزت زندگی سرشار از شادی وسلامتی داشته باشید و دنی عزیزم با مهر و نوازش شما بزرگ بشه. شرمنده که از راه دور هدیه ای جز یک ترانه برات نمی شه فرستاد.
اما نه! بیش از یک ترانه هم می شه فرستاد مثلا" دوتا! آخ که با هم چه خاطراتی داریم ازآن سالهایی که من جوان بودم و تو نوجوان اما انگار هر دو بچه بودیم ! چقدر خوب بود
این ترانه را گوش کن ببین از آن دوران چی یادت میاد؟


 

ورود به وبلاگ جدیدم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط راوی 

از دی ماه تا الآن جمعا" ده پست ننوشتم خودم هم نمی دانم چرا،شاید به خاطر وضعیت جسمی ام هست که ماههاست حال و روز خوبی ندارم یک روز خوبم و یک هفته می افتم یک روز خوبم ده روز بی حال و بی رمق.این اوضاع احوال آدم را از خواندن و نوشتن می اندازد، این چند مصاحبه هم که برای رادیو زمانه فرستادم تقریبا" همه را در یک زمان فشرده که احساس کردم حالم دارد روبراه می شود آماده کردم. از آه و ناله کردن بیزارم اما گفتم برای دوستانی که از من گله می کنند بگویم که دلیلش این است.
از همان اول وبلاگ نویسی گفتم هنوز هم می گویم وبلاگ برای من پنجره ای ست به روی دنیایی که دوستش دارم. وقتی می توانم از این پنجره دوستانم را ببینم حرف بزنم حرف بشنوم حال و روزم هم خوب است اما وقتی وقفه می افتد بین نوشتن هام، خواندن هام و دیدار شما عزیزان انگار روحیه ام هم پس می رود و بیشتر حس نوشتن را از من می گیرد.
در این مدت که کم نوشتم یک دنیا حرف روی دلم تلنبار شده و حالا نمی دانم از کدام شروع کنم.
این چند ماه نه تنها ننوشتم که بسیاری از ایمیل ها را بی پاسخ گذاشتم و شرمنده دوستانم شدم.
نه فقط در اینجا اینطور بودم ، نوروز آمد و رفت و من از توی خانه تکان نخوردم.
قرار بود با صدف سری به افسانه بزنیم اما جور نشد یعنی برای من جور نشد و صدف تنها رفت هلند.

باز خوب شد که صدف رفت و چند روزی پیش افسانه و همسرش و دنی عزیزم بود.
ننوشتم ننوشتم حالا هم که می نویسم بی سر وته!
اما شاید خود همین بی سروته نوشتن طلسم ننوشتنم را بشکند و باز در کنار شما عزیزان باشم.
یلاگ رولینگ هم که در حق من لطف را تمام کرده برای همین Rss وبلاگم را خدمت دوستانی که می خواهند از به روز شدن
وبلاگم مطلع شوند اینجا می نویسم ( نمی دانم چگونه باید آنرا در قالب وبلاگم فعال کنم ).
www.aavang.ir/weblog/atom.xml

این را هم بگویم بخندید
وقتی برای مصاحبه با خانم پوری بنایی خدمتشان رسیدم ایشان اراکی و من اراکی نشستیم و از اراک قدیم و اراکی های قدیم حرف زدیم و ... کلی با هم خوش و بش کردیم یکی از دوستان خانم بنایی آنجا بود وبی خبر عکسی از من و خانم بنایی انداخت.
مادرم آمده بود خانه مان، داشتم عکس ها را نشانش می دادم تا نگاهش به این عکس من و پوری افتاد گفت:
خدا رحمتش کنه این مادر خدا بیامرزشه؟گفتم نه مامان جان این دختر خدا نیامرز شماست!



این هم یک ترانه قدیمی خاطره انگیز از حسین موفق

چرا همه درها به روی من بسته
بهار امیدم خزان پیوسته

ورود به وبلاگ جدیدم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

گفت و گویم با « سعدی افشار» را اینجا بشنوید




+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 2:10 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

گفت و گویم با فرج علیپور را از اینجا بشنوید




روزی که برای گفت‌وگو با «فرج علیپور» به منزل‌شان، حوالی یوسف‌آباد رفتم، با استقبال خیلی گرم او و همسرش روبه‌رو شدم. البته همین انتظار را هم داشتم، اما نکته مهم‌تر که برایم جالب و خیلی باارزش بود این که هر آن‌چه از فرج علیپور خواستم برای شنوندگان رادیو زمانه در طبق اخلاص هدیه کرد.

از تک‌نوازی کمانچه گرفته تا خواندن آواز... حتی در آخر تعدادی از کارهای بهارانه‌اش را در یک سی‌دی داد و گفت اینها را ببر برای رادیو زمانه.

فرج علیپور، آهنگساز نوازنده و خواننده، در سال هزار و سیصد و سی و هشت در خرم‌آباد به دنیا آمد. او دارای چهار فرزند به نام‌های آرام، آزاده، مسلم، میلاد است که آنها همراه پدر را پیش گرفته و به کار نوازندگی و خوانندگی مشغول هستند. فرزندانش علاوه بر اینکه در اکثر اجراها، پدر را همراهی می‌کنند، با گروه‌ها و خوانندگان دیگر نیز همکاری دارند.

فرج علیپور علاوه بر اجراهای داخلی سفرهایی هم به کشورهایی چون استرالیا و برخی کشورهای اروپایی داشته، در فستیوال‌های مختلف شرکت کرده و کنسرت‌های زیادی با خوانندگان دیگر برگزار کرده از جمله با خانم سیما بینا.

آقای علیپور با تشکر از شما، شنوندگان خوب ما و علاقمندان شما مشتاق هستند صدای شما را بشنوند.

سلام عرض می‌کنم خدمت همه شنوندگان خوب رادیو زمانه. امیدوارم که سال خوبی داشته باشند همه تندرست، شاد و سرحال و زندگی خوب و آرامی داشته باشند.

چند ساله که شما کمانچه می‌زنید؟

از بچگی به کمانچه علاقمند شدم و شاید در هفت سالگی بود که دیگر خوب می‌توانستم کمانچه بزنم.

استاد شما چه کسی بود؟

استادی نداشتم! اصلا خودم هم نمی‌دانم چطوری به طرف کمانچه رفتم! بعدها از نوار و صفحه و نوازندگان دیگر استفاده کردم، البته نه اینکه نزد نوازندگان بروم و ساز زدن بیاموزم نه! فقط دورادور گوش می‌کردم.

بارها شنیدیم که کمانچه نواختن دشوار است، این را حتی برخی نوازندگان سازهای دیگر هم می‌گویند.

کمانچه ساز مشکلی است چون استاندارد نیست. یکی دسته کمانچه را 30 سانت می‌سازد یکی 29 سانت یکی 32 سانت، این است که واقعا باید گوش قوی داشته باشی تا بتوانی صدای کمانچه را خوب در بیاوری.

از شما می‌خواهم در مورد موسیقی‌های مختلفی که در مناسبت‌های مختلف در استان لرستان اجرا می‌شود برایمان بگویید.

یک نوع آن موسیقی شاد است که برای جشن‌ها و عروسی‌ها و مراسم شادی اجرا می‌شود،موسیقی مقامی‌مان هم که به‌صورت آوازهای‌مان است مثل «علیدوستی، ساروخانی، خسرو و شیرین، عزیزبکی،... زیادند.


تصنیف‌های قدیمی هم داریم که خیلی ماندگارند مثل «دایه، دایه، میری...»

موسیقی عزا داریم موسیقی کار داریم، حتی موسیقی مخصوص غرق‌شدگان در آب و موسیقی مذهبی داریم. طرف‌های ما «اهل حق‌ها» هستند که با کرمانشاه هم‌مرز هستند، طرف‌های نورآباد و کوه‌دشت، اینها موسیقی مذهبی دارند.

لطفا یک نمونه از موسیقی شاد و یک نمونه از موسیقی کار برای‌مان به‌صورت آواز اجرا کنید.
...آواز فرج علیپور

ترانه عروسی که در جشن عروسی اجرا می‌شود، این را زن و مرد دسته جمعی با هم می‌خوانند. هر کسی مشغول هر کاری‌ست، یکی برنج پاک می‌کند یکی جارو می‌زند یکی سبزی پاک می‌کند یکی چوب می‌آورد و آتش درست می‌کند... این را دسته جمعی زن و مرد با هم می‌خوانند، خیلی زیباست. انگار دارد سمفونی اجرا می‌شود. این را باید در عروسی‌ها ببینی!

یک ترانه عروسی هم بود که با خانم سیما بینا اجرا می‌کردید؟
اجرای ترانه عروسی توسط فرج علیپور

زمان شخم زدن، موسیقی خودش را دارد. آن کسی که دارد شخم می‌زند، آواز می‌خواند و گاوش را تشویق می‌کند، موقع خرمن‌کوبی که موسیقی خاص خودش را دارد اتفاقا توسط آقای شکارچی ضبط و اجرا شده که چنین می خواند...

او که این را می‌خواند با گاوش صحبت می‌کند و می‌گوید: آره این را خوب خرد کن باز باید خردتر بشه تا زودتر برویم خانه!

حیف است که آدم شما را ببیند و ترانه « تال » را از شما نشنود!
...آوار...اجرای ترانه تال

تفاوت موسیقی لری با موسیقی لک و بختیاری در چیست؟

در خود استان لرستان که در نظر بگیرید، شمال، جنوب، شرق و غرب آن موسیقی‌هایش با هم فرق می‌کند. چون لهجه‌های مختلفی دارند. لکی با لری فرق دارد. لکی یک مقدار مشکل‌تر است و در اصل زبان است، اما لری گویش است برای همین خیلی‌ها که لر نیستند، زبان لری را می‌فهمند. موسیقی بختیاری و لری یک مقدار با هم اختلاف دارند. ما لرها، بیشتر کارهامان، مقام‌هامان توی ماهور است و بختیاری بیشتر توی شور و دشتی است.

ممنونم از شما. آقای علیپور شما که سنگ تمام گذاشتید، اما می‌دانم که شنوندگان عزیزمان منتظرند که شما با زبان شیرین لری با آنها صحبت کنید و یک بهارانه هم برای‌شان بخوانید.

در اینجا فرج علیپور با لهجه لری صحبت می‌کند و در خاتمه آواز بهارانه را اجرا می‌کند
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 3:26 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم
گفت و گویم با آقای محمد علی ابطحی را از اینجا بشنوید.




+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

گفت و گویم با « استاد مرتضی احمدی »را از اینجا بشنوید .

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 11:54 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

گفتگویم با خانم پوری بنایی را می توانید اینجا بشنوید.



+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط راوی