تبليغاتX
آونگ خاطره‌های ما

آونگ خاطره‌های ما

دار، آونگ خاطره‌های ما، در ساعت تاريخ بود. ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. (سال بلوا، عباس معروفی)

ورود به وبلاگ جدیدم

اولین‌بار که او را دیدم، شش سال پیش بود. در ترکمن‌صحرا زیر یک آلاچیق، به‌همراه دخترم در جمع ترکمن‌ها نشسته بودیم. آن موقع «محمدگلدی گلدی‌نژاد» کودک بود اما پا به پای پدرش «استاد عبدالغفار گلدی‌نژاد» و «مجید تکه» استاد برجسته موسیقی ترکمن دوتار می‌نواخت و می‌خواند
.


محمدگلدی گلدی‌نژاد معروف به اوغلان بخشی

استاد" مجید تکه "حکایتی را تعریف می‌کرد و می نواخت:
«شبی مردجوان ترکمنی به آلاچیق دوست‌اش می‌رود، میزبان از مهمان‌اش می‌خواهد که برای‌شان دوتار بنوازد و مهمان شروع به نواختن می‌کند، زن صاحب‌خانه در کنار آتش نشسته و محو شنیدن می‌شود، تکه ذغال گداخته‌ای، روی دامن‌اش می‌افتد، زن جوان که نام‌اش "بیکه " بوده چنان محو شنیدن موسیقی می‌شود که لباس او گر می‌گیرد و او همچنان غرق در نوای موسیقی.

نوازنده جوان که تا آن لحظه نامی برای آهنگ انتخاب نکرده بوده نام قطعه را می گذارد، بیکه حالان».

محمدگلدی گلدی‌نژاد معروف به «اوغلان بخشی»، چند روز پیش در جشنواره موسیقی محلی که در پراگ، پایتخت جمهوری چک برگزار شد در میان نوازندگان و خوانندگان نوجوان سراسر دنیا مقام اول را کسب کرد.
پیشنهاد می کنم ادامه را در سایت زمانه نخوانید! بشنوید! چون محمد گلدی همین قطعه " بیکه حالان " را برایم نواخت و در فایل صوتی همراه مصاحبه پخش می شود.


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 10:12 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

گاه از آداب و رسومی که داریم شکوه می‌کنیم و یا مراسم جشن و عزای‌مان را با غربی‌ها مقایسه می‌کنیم و می‌گوییم این‌ها که ما داریم دست و پاگیر و اضافه هست!
چهار سال پیش وقتی‌که پدرم از دنیا رفت، مادرم و همه خواهر برادرها بر بالین پدر بودیم و شیون می‌کردیم فقط خواهر کوچک‌ام افسانه خبر نداشت که پدرم از دنیا رفته، نگذاشتیم بفهمد، آخر راه دور و دیار غربت و غم از دست دادن عزیز ...
تا چند روز نگداشتیم افسانه بفهمد و هر کدام به شکلی به او دروغ می‌گفتیم و او که شک کرده بود چطور است که ما همه با هم چند روز در خانه پدری هستیم روزی دو سه بار تلفن می‌زد و ما سعی می‌کردیم با او جوری حرف بزنیم که متوجه نشود... سرانجام بعد از دو، سه روز زمانی که زنگ زد و غفلتا" پیش از آنکه ما صدای نواری که قرآن می‌خواند را قطع کنیم گوشی را برداشتیم هراسان پرسید چرا صدای قرآن خوانی می‌آید و ... شیون می‌کرد و ما هیچ‌کدام قادر نبودیم از راه دور آرام‌اش کنیم.
همان زمان به این فکر می‌کردم که ما هر کدام هم شیون‌مان را می کنیم ،هم دنبال کارهای مراسم هستیم و هم دور و برمان پر است از اقوام و آشنایانی که دلداری‌مان می دهند.
اما افسانه در خلوت اشک ریخت و هنوز که هنوز است هر بار به ایران می آید منتظر است پدر را ببیند
.
مهدی جامی عزیز در غربت به سوگ عزیزش نشسته، تنها...


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 1:11 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

علیرضاخمسه:وضعیتی که امروز در جامعه هست این‌طور است که مردم سخت می خندند، مردم تلخ شده‌اند و نیاز به تماشای کمدی دارند منتها کمدی‌ساز ما هم نگاهش تلخ شده است.ما خیلی از دوستان‌مان را که دعوت می کنیم برای این‌که اگر فیلمنامه ای دارند کار کنیم و یا تهیه‌کننده ای پیدا کنیم، می‌بینیم خود آن آدم‌ها هم دیگر آدم بیست سال پیش نیستند. از نوع گرایش فیلم‌سازانی که به فیلم‌سازان کمدی مشغول بودند و حالا به ژانر و گونه‌ای دیگر پناه برده‌اند می‌توانید بفهمید که این واقعیت دارد.


محمدرفیع ضیایی،پوپک صابری،علیرضا خمسه

پوپک صابری : آقای خمسه گفتند حمایت جدی معاونت سینمایی، لازم است توضیح دهم که الحمدالله ما از حمایت‌های معنوی دوستان به حد کفایت برخوردار هستیم. پارسال بعد از برگزاری جشنواره که خیلی با استقبال روبرو شد زمانی که خودمان دور هم جمع شدیم، یعنی یک هفته بعد از برگزاری جشن، استارت دومین جشنواره را زدیم و نگذاشتیم برای سال بعد. اعضای شورای سیاست‌گذاری جمع شدند و انتقادی که داشتیم این بود که آن چه برگزار شد با اهداف ما زمین تا آسمان تفاوت داشت.
ما در سال دوم هم به برخی اهداف نرسیدیم مثلا" یکی از اهداف اولیه ما این بود یک بانک فیلم‌نامه تهیه کنیم و بتوانیم فیلم‌نامه‌نویسان جوان و کسانی که طرح دارند را جمع کنیم و حمایت‌شان کنیم، اما حقیقت این است که ما به‌عنوان یک موسسه خصوصی فقط می توانیم دلمان بخواهد که یک سری کارها را انجام دهیم و تا حمایت مالی نداشته باشیم طبیعتا" این‌ها در خواستگاه خودشان می‌ماند و نهایتا" بگوییم که سال بعد برگزار می‌کنیم.
ادامه را در سایت زمانه بشنوید یا بخوانید
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 10:16 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

در نظرسنجی انتخاب یک‌صد وبلاگ‌نویس زن تعدادی از دوستان لطف کرده بودند و به وبلاگ من هم رای داده بودند اما امتیاز چندانی نداشتم فکرمی‌کنم رتبه هفتادویکم بودم، اما روزی که مراسم برگزار شد در دو بخش از وبلاگ من هم تقدیر شد و جایزه‌ای هم نصیب‌ام شد.
بین این صد وبلاگ 10 وبلاگ با رای تعدادی از داوران انتخاب شده بودند که دارای برترین محتوا و پارامترهای حرفه‌ای یک وبلاگ بوده‌اند، که وبلاگ من رتبه ششم را داشت.
در بخش دیگر که مربوط به محیط زیست بود جناب مهندس درویش لطف کردند و رتبه اول را به وبلاگ‌ام دادند و جایزه‌ی ارزشمندی هم از ایشان دریافت کردم.
خیلی دوست دارم در باره‌ی این مراسم بنویسم اما موکول می‌کنم به روزهای آینده و از شما دعوت می کنم گزارشی را که برای رادیو زمانه ارسال کرده بودم را بشنوید، در این گفت‌وگو خانم‌ها، منیژه حکمت کارگردان سینما، بهاره رهنما بازیگر سینما و تلویزیون، اقلیماپولادزاده، ویولت،آنی دالتون صحبت هاشان شنیدنی ست.
دوستانی هم که اظهار می‌کنند نمی‌توانند وارد سایت زمانه شوند در لینک‌های روزانه وبلاگم فیلتر شکن هست


من و خانم اقلیما پولادزاده


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 8:7 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

به دنبال شنیدن خبر پدید آمدن‌ فروچاله‌ای عظیم در اطراف همدان در روزهای اخیر‌، با مهندس محمد درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور‌ که اخیراً از این فروچاله دیدن کرده، گفت و گو کردم. او می‌گوید: «‌دو روز پیش بازدیدی داشتیم از این فروچاله که در حدود ۲۰ متر عمق دارد و حدود ۱۵ تا ‌۱۸متر قطر این فروچاله است که علاوه بر فروچاله آثار نشست زمین در شعاعی به طول ۴۰۰ متر اطراف این فروچاله کاملاً مشخص است. حتی برای مردم محلی آن منطقه که نظیر این فروچاله‌ها را طی ۱۰ سال گذشته دیده‌اند، فروچاله‌ای با چنین وسعت و عظمتی بی‌سابقه بوده است.»

ادامه مطلب را در سایت زمانه بخوانید


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط راوی 

  ورود به وبلاگ جدیدم

درخواست بنياد ميراث پاسارگاد از وزير فرهنگ بريتانيا
برای ثبت کردن منشور کورش در حافظه ميراث جهانی
به مناسبت 29 اکتبر، روز کورش بزرگ، روز ملی ايران

متن فارسی و انگليسی نامه به وزير فرهنگ انگليس

عاليجناب آقای آندرو موری برن هايم
وزير فرهنگ، رسانه ها و امور ورزش دولت بريتانيا

آقای عزيز


شما، به عنوان بالاترين مقام دولت انگلستان در زمينه ی نگاهداری و نگاهبانی از آثار فرهنگی، در ميان گنجيه هاي بشری موجود در کشور خود، از منشوری کهن نگاهداری می کنيد که اگرچه از نظر تاريخی متعلق به سرزمين و ملت ايران بوده و از نظر اصول و قوانين موجود متعلق به کشور شماست اما در واقعيت بخشی از ميراث کل بشريت محسوب می شود. طبعاً، با آگاهی و درگيری عملی به کار نگاهداری و نگاهبانی از آن مشغوليد.

اگرچه اين اثر نادر جهانی، که منشور کورش بزرگ و اولين اعلاميه ی حقوق بشر خوانده می شود، به دليل محتوای آن، يکی از بی بديل ترين اسناد تاريخی تمدن بشر است اکنون در موزه ی بريتانيا به خوبی نگاهداری می شود اما نقل و انتقال هاي گهگاهی آن که می توانند به برخی ملاحظات سياسی در ارتباط باشند، ممکن است آن را در معرض خطر نابودی قرار دهد.

با توجه به آنچه آمد، بی بديل بودن اين اثر از يکسو و خطراتی که ممکن است برای آن پيش آيد، از سوی ديگر، ضرورت ثبت آن در «حافظه ی ميراث جهانی» را به شدت مطرح می کند. يقيناً خود جنابعالی، که از علاقمندان به ميراث های تاريخی و فرهنگي جهانی هستيد، اطلاع داريد که، بر اساس پيش بينی های مندرج در بنيادنامه ی «حافظه ی ميراث جهانی» که 15 سال پيش از سوی يونسکو تنظيم و اعلام شده، اين «گل نوشته» قابليت ثبت در حافظه ی ميراث جهانی را دارد.

عاليجناب،

ما، به عنوان نهادی غير سياسی و داوطلبانه، که عاشقانه در راه حفظ و نجات محوطه ها و آثار باستانی ايران کهن می کوشيم، از شما تقاضا داريم که، به خاطر مالکيت قانونی کشورتان بر منشور کورش بزرگ، پرونده ی اين اثر گرانبهای بشری را که پيشاهنگ انديشه ی صلح طلبی، عدم خشونت، آزادی مذاهب و ممنوعيت برده داری و بيگاری است، برای ثبت در حافظه ميراث جهانی به يونسکو بفرستيد تا پيش بينی های لازم برای جاودانه کردن اين اثر و محتوای آن بعمل آيد.

با سپاس از اقدامی که خواهيد کرد

دکتر محمدعلی دادخواه
مسئول امور حقوقی بنياد ميراث پاسارگاد
رييس کانون وکلای حقوق بشر

شکوه ميرزادگی
موسس و مسئول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد

رونوشت به:
آقای رابرت نيل مک گروگر
رييس موزه بريتانيا

آقای دکتر عبدالکريم لاهيجی
نايب رييس فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر
تاريخ: 10 اکتبر 2008

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 6:3 قبل از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

به‌زودی دومین جشنواره فیلم کمدی گل‌آقا برگزار می‌شود، به‌همین مناسبت با دبیر این جشنواره، گیتی صفرزاده گفت‌ و گو کردم و نخست از او خواستم در‌باره‌ی چگونگی برگزاری این جشنواره توضیح ‌دهد

این گفت و گو را می توانید اینجا بخوانید یا بشنوید



گیتی صفرزاده دبیر جشنواره

برای شرکت در این جشن به سایت گل فیلم مراجعه و فرم مربوطه را پر کرده ارسال نمایید.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 8:53 بعد از ظهر  توسط راوی