تبليغاتX
آونگ خاطره‌های ما

آونگ خاطره‌های ما

دار، آونگ خاطره‌های ما، در ساعت تاريخ بود. ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. (سال بلوا، عباس معروفی)

ورود به وبلاگ جدیدم

اعتصاب عمومی نه تنها چاره‌ی کار نیست بلکه ضربه‌ی مهلکی است به افراد جامعه.
نیمی از افرادی که در ادارات، بانک‌ها، موسسات آموزشی، وزارتخانه‌ها، شرکت‌ها... مشغول به کار هستند شهروندان عادی‌اند و نیمی دیگر توسط کسانی که قدرت در دست‌شان است به استخدام در آمده‌اند.
فرض کنیم نیمی از افراد جامعه اعتصاب کنند، نیم دیگر کارها را می‌چرخانند و خودی‌ها را به جای افرادی که اعتصاب کرده‌اند جایگزین می‌کنند.
در کشوری که حتی وزیر و وکیل‌ها چند شغله هستند و چهار میلیون جمعیت بیکار دارد و میلیون‌ها نفر در مشاغلی که در شان و تخصص‌شان نیست مشغول به کار هستند و جمعیت کارمند و حقوق بگیر آن حتی پس‌انداز یک ماه خود را ندارند اعتصاب یک راهکار ایده‌آلیستی و غیرکاربردی است.

پ.ن
ستاد مهدی کروبی
ندای آزادی و گلوله مردم‌فریبان

من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، چه کسی مُهر خموشی بزند، به ندای شرف و آزادی؟
به نیروی انتظامی دستور تیر نمی‌دهند، چرا که از سرپیچی سربازانی می‌ترسند که خود در میان جمعیت آشنایانی دارند و در میانِ محل آبرویی. پس کاشتنِ گلوله‌ی جهل و ستم بر اندامِ‌ مردمانِ این وطن بر عهده‌ی مزدورانِ بی هویتی می‌افتد که دین و شرف به قدرت فروخته‌اند. دخترکی ندا نام، که نه سلاحی در دستانِ نرمِ خویش داشت و نه نارنجکی در جیب، طعمه‌ی گلوله‌ی اراذلی می‌شود که پشت‌شان به حمایت دستگاهِ مخوف و نظارت‌گریزِ امنیتی گرم است. او البته تنها نبود که شمارِ شهدای راهِ آزادی و آزادگی از چند ده انسان گذشته است. ستاد مهدی کروبی شهادتِ اسف‌بارِ این دخترِ میهن و باقی معترضین صلح‌طلب را به تمامی هموطنان تسلیت می‌گوید. به امیدِ آن روز که ستم‌پیشگان در بارگاهِ عدلِ و پیشگاهِ وجدان ملت به سزای عملِ خویش برسند و طنینِ ندای آزادی در سرتاسرِ ایران بپیچد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 6:17 قبل از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

با ابطال اين انتخابات اراده ملت را بپذيريد و بقاي نظام را تضمين كنيد

اعضاي محترم شوراي نگهبان قانون اساسي
سلام عليكم
شما فقها و حقوقدانان گرامي در جايگاهي قرار گرفتهايد كه برآمده از مجاهدت ملت شريف ايران و ابتكار رهبر فقيد انقلاب و اجتهاد علما و روشنفكران منتخب مردم در مجلس خبرگان قانون اساسي است. نمايندگان ملت در اين مجلس به شرحي كه در مشروح مذاكرات آن آمده است - و برخي از ايشان در قيد حيات و از مراجع تقليد هستند – از اين حيث نظارت بر انتخابات را به شوراي نگهبان واگذار كردند كه نگران تكرار تجربه دخالت دربار و ساواك در انتخابات در رژيم گذشته بودند و گمان ميكردند با امكان تكرار تجربه ديكتاتوري در نهاد رياستجمهوري بايد نظارت بر انتخابات را به جمعي از فقها و حقوقدانان مستقل و بيطرف واگذار شود تا به نام دموكراسي، ديكتاتوري بهوجود نيايد. در سي سال گذشته هرگز اهميت اين نكته كليدي در تدوين و تفسير قانون اساسي تا اين حد مورد توجه قرار نگرفته بود كه امروز مورد توجه قرار گرفته است چراكه اكنون زمان انتخاب شوراي نگهبان است. متاسفانه به هر دليل انتخاباتي برگزار شده است كه در اثر كمدقتيها و سوءاستفادهها و باوجود فيلترهاي متعدد، اكثريت قاطعي از ملت ايران نسبت به نتيجه اعلام شده براي انتخابات معترض هستند و براي بطلان اين انتخابات دهها دليل دارند كه برخي از اين ادله از حد سند و مدرك (كه توسط نامزدهاي سهگانه به شوراي نگهبان ارائه شده) گذشته و به حد شياع رسيده است.

سوءاستفاده برگزاركنندگان انتخابات از موقعيت خود در دولت، دخل و تصرف در راي صندوقها و وعده و وعيدهاي غيرقانوني و شبهقانوني، اتهامپراكني و پردهدري تنها پردههايي از اين اتهامات هستند كه تفصيل آنها در شكايت اينجانب به شوراي نگهبان آمده است. اگر شوراي نگهبان به سياق گذشته خود عمل كند كه به بهانه يك شام و ميهماني و يا دادن چند قلم جنس از سوي يك نامزد راهيابي به مجلس در يك حوزه انتخابيه كوچك يا دخالت يك فرماندار، انتخابات را باطل اعلام ميكرد اكنون با اين وعدههاي بزرگ و سوءاستفادههاي بزرگتر و توزيع پول از سوي مقامات بزرگتر اگر شوراي نگهبان كاري كمتر از ابطال كند در حقيقت مرتكب اشتباه بزرگي شده است.
قصد من تحت فشار قرار دادن شوراي نگهبان نيست. من به قانون عمل ميكنم و باوجود برخي باورها درباره عدم بيطرفي نهادهاي داوريكننده انتخابات هنوز اميدوارم شوراي نگهبان به وظيفه قانوني خود عمل كند و اين انتخابات را باطل اعلام كند.
اعضاي محترم شوراي نگهبان
اين نه خواست يك فرد كه خواست يك ملت است. كساني كه در روزهاي گذشته در اجتماعات ميليوني در خيابانهاي تهران و برخي شهرستانها حضور يافتند و با كمال نجابت و صداقت با سكوت فرياد خود را به گوش شما ميرسانند نه خس و خاشاك كه همان امت هميشه در صحنه هستند. چگونه است كه تا روز قبل از انتخابات به اين جمعيت افتخار ميشد و از اجتماع ملت به شور انتخاباتي ياد ميشد و اكنون يا به الفاظ زشت از آنان ياد ميشود يا به عوامل بيگانه نسبت داده ميشوند؟ حتما به ياد داريد كه محمدرضا پهلوي هم قيام مردم تبريز را در آستانه انقلاب اسلامي به توطئه بيگانگان نسبت ميداد و ميگفت اينان از خارج وارد ايران شدهاند. حتما به خاطر داريد كه محمدرضا پهلوي مخالفانش يعني ما و شما را ارتجاع سرخ و سياه ميناميد و BBC را عامل انقلاب اسلامي ايران ميخواند. من به عنوان فردي كه از سال 1341 به عنوان يكي از ياران امام خميني براي جمهوريت و اسلاميت و آزادي در راه انقلاب اسلامي زندان رفتهام و شكنجه شدهام هشدار ميدهم كه توهين به ملت آتش خشم آنان را شعلهور ميكند. آنان كه اين روزها در خيابانهاي تهران تجمع ميكنند اتفاقا عصاره ملتند و هيچ نيازي به نيروي خارجي ندارند و از اموال عمومي مانند اتوبوسهاي دولتي و تبليغات تلويزيوني هم براي تجمع بيبهرهاند و هيچ حزب و گروهي هم توان گردآوري اين همه جمعيت را ندارد. اين مردم نه خواستار تغيير نظام هستند و نه اجازه هر نوع آشوبي را ميدهند. من خود در ميان جمعيت شاهد بودم چگونه نظم خودجوش اين ملت اجازه سر دادن هيچ شعاري را نميداد و با خشونتطلبان مرزبندي داشت. اينان تنها يك خواسته دارند و آن ابطال انتخابات رياستجمهوري 22 خرداد 88 و برگزاري يك انتخابات سالم و آزاد بدون سوءاستفاده از امكانات دولتي است. اين انتخابات زير نظر همين نهادهاي فعلي برگزار خواهد شد و در آن هيچ چيزي جز يك رئيسجمهور تعيين نخواهد شد و معناي آن نيز هيچ چيزي جز تمكين نظام به راي ملت نخواهد بود.
اعضاي محترم شوراي نگهبان
شما مهمترين ظرفيت قانوني در اصلاح اين وضع هستيد كه ميتوانيد با كمترين هزينه، خواست ملت را برآورده سازيد. مبادا با نااميدي ملت از شوراي نگهبان آن نگراني تاريخي امام خميني محقق شود كه فرموده بود: مبادا روزي ملت عليه شوراي نگهبان به خيابانها بريزند.
اعضاي محترم شوراي نگهبان
متاسفانه تخلفات اين دولت در برگزاري انتخابات 22 خرداد 88 در اين روز نهتنها تمام نشد بلكه پس از آن با وجود جو التهاب و اعتراض در جامعه بر روي آتش خشم ملت نفت ريختند. مردم را خس و خاشاك خواندند، با چماق و قمه به اجتماعات مسالمتآميز و آرام آنان حمله كردند، با مهندسي آشوبها آنها را به نام ملت نوشتند، به كوي دانشگاه حمله كردند، به شكل لباسشخصيها وارد خانههاي مردم شدند، اعتراض ملت به دولت را اعتراض به نظام خواندند و در پناه سانسور رسانهها و محدوديت سايتها و قطع موبايلها و پيامكها و ايجاد جو رعب و وحشت به بازداشت گسترده نخبگان و روشنفكران پرداختند تا جايي كه فردي كه نيازمند مراقبتهاي مستمر پزشكي است و جانش در خطر است را بازداشت كردند يا پيرمرد هفتادوچندسالهاي را از بيمارستان به زندان بردند يا فرزند شهدا و جانبازان را بازداشت كردند و در ميدان آزادي هم افرادي را كشتند و هم با گرفتن زير تابوت اين شهدا از آن براي خاموشي ملت استفاده كردند و اين همه در حق ملتي است كه در تجمعات هفته گذشته خود با تكبير و صلوات و سكوت اعتراض خود را اعلام كردهاند. اگر شما بخواهيد به عدالت رفتار كنيد همين رفتارهاي هفته گذشته دولت خود در ابطال انتخابات مهمترين سند است. دولتي كه برپايه انتخابات مشروع به قدرت برسد به اين جو رعب و وحشت چه نيازي دارد؟
اعضاي محترم شوراي نگهبان
با راي عادلانه درباره انتخابات و ابطال آن و برگزاري انتخابات مجدد اراده ملت را بپذيريد و بقاي نظام را تضمين كنيد كه اين به عدالت نزديكتر است.

مهدي كروبي
29 خرداد 88

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

ستاد انتخابات مهدی کروبی در اطلاعیه ای اعلام کرد:برنامه تجمع اعتراض آمیز روز جمعه به شنبه ساعت ١٦ در میدان انقلاب موکول شد.

متن اطلاعیه به شرح زیر می باشد
به دنبال در خواست مجوز تجمع در میدان انقلاب به منظور اعتراض به نتایج مخدوش اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری ضمن تقدیر از حساسیت مهم مردم شریف ایران به اطلاع می رساند برنامه قبلی اعلام شده در خصوص حضور در نماز جمعه با لباس مشکی لغو گردید.
لذا از هموطنان عزیز می خواهیم روز شنبه با حضور پر شور خود در راهپیمایی بزرگ میدان انقلاب تا آزادی اعتراض خود را
به نحوه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمایند

خبرهای مهم را از وبلاگ شهلا پیگیری کنید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

مردم ایران سلام
امروز که هیچ گوشی شنوا و هیچ رسانه‌ای منعکس کننده‌ی حرف‌های ما نیست، انصاف شما را گواه می‌گیریم تا خود قضاوت کنید.

گذشته از مسئله‌ی خیانت در آرا، موضوعی که این روزها بیشتر ما را آزار می‌دهد تحرکات و بی‌مهری‌هایی است که از جانب دوستانمان! صورت می‌گیرد. شایعه پراکنی‌ها (پیش و پس از انتخابات) تفرقه‌افکنی‌ها در جنبش اصلاحات، مصادره‌ی آرا و نتیجه‌ی آن، ضرب و شتم حامیان تغییر و … حرکاتی است که هیچ یک در قاموس اصلاحات و ارزش‌های اصلاح طلبانه نمی‌گنجد. رفتارهای اخیر، حامیان جنبش تغییر را در شرایطی قرار داده است که هم از جانب مخالفان (نیروهای خودسر) و هم از جانب یاران(جنبش سبز) مورد هجوم قرار گرفته‌اند؛ تا آن‌جا که باورشان شده رای کروبی اندکی کمتر از ۱ درصد است!
۷ روز از انتخابات ۲۲ خرداد گذشت و در این ۷ روز شاهد وقایع تاسف باری بودیم که جمهوریت نظام و تداوم مسیر اصلاحات را نشانه گرفته بود.

تاریخ بر قوم کج روش تکرار خواهد شد. اگر نخواهیم اشتباهات انقلاب ۵۷ تکرار شود، باید بدانیم که پی‌گیری مطالبات در هیچ زمان و مقطعی از جنبش، شایسته‌ی فراموشی نیست و این که با نام اتحاد بخواهیم دیدگاه دیگران را از خواسته‌هایشان منحرف کنیم و در پایان از آب گل آلود ماهی دلخواهمان را بگیریم رفتاری در چارچوب ارزش‌های اصلاح طلبانه و اهداف مشترکمان نیست. بدیهی است که ما در کنار اشتراکاتی که در اهداف و روش‌های اصلاح طلبانه‌ی مان داریم، نقاط افتراق و تفاوت‌های بارزی در اندیشه، عملکرد و گفتمان ما وجود دارد. وجود همین تفاوت‌ها به هریک از ما این حق را می‌دهد که برای رسیدن به آرمان‌ها و اهدافمان تلاش کنیم و خواستار آن باشیم که کاندیدای مود نظرمان را در جایگاه ریاست جمهوری شاهد باشیم و این خواست و تلاش باید در تمام گام‌هایی که به سمت تغییر بر می‌داریم دیده شود. حتی زمانی که مهم‌ترین هدف جنبش، حذف خودکامگی از ساز و کار حکومت است. حال آن که در هفته‌ی اخیر به کرات شاهد بروز مقاومت‌هایی از جانب دوستان بوده‌ایم که تلاش‌های صادقانه‌ی ما را در بازپس گرفتن آرای پایمال شده‌ی مان نشانه گرفته‌اند و با شعار اتحاد سعی در حل و حذف ما از میدان رقابت داشته‌اند. جنبش تغییر این انتظار را از جنبش سبز داشت و دارد که این خیزش مردمی را در راستای احقاق حقوق تضییع شده‌شان، مصادره به مطلوب نکند و با حذف یا نادیده گرفتن صدای ما، منجر به ایجاد فضای تک صدایی نشود و مهم‌تر آن‌که چند صدایی را با چند دستگی اشتباه نگیرند. چند صدایی به معنی چند دستگی نیست. هدف، رساندن صداهای مختلف به گوش مسئولان و مردم است.
ما به اهمیت اتحاد در موقعیت کنونی واقفیم، اما باور داریم که جاده‌ی اتحاد یک جاده‌ی یک طرفه نیست. نمی‌توان از دیگران درخواست نمود تا رعایت حال ما را بکنند، هوای ما را داشته باشند و هنگام باز پس دادن، به گوشه‌ای خزید و هیچ حرکتی نکرد. نکند اتحاد امروز هم اتحادی باشد که با تکرار وحدت کلمه، خواستار حذف تمام جریان‌های مخالف(و حتی موافق) باشد!
همان‌طور که مهدی کروبی و یاران جنبش تغییر در تمام حرکت‌های اعتراضی پیشین هم قدم و همراه شما بودند، انتظار داشته و دارند که شما نیز کنار آن‌ها بایستید و اجازه دهید تا صدای آن ها هم به گوش دیگران برسد. هدف خط دهنده بودن و راهبری نیست. مهم رساندن پیام است. با همه‌ی این ها، علیرغم این که می‌دانستید و می‌دانستیم که این جمعه برای جنبش اصلاحات از حساسیت بالایی برخوردار بود و با وجود اعلام رسمی راهپیمایی روز جمعه از سوی ستاد آقای کروبی؛ به بهانه‌های واهی و با تبلیغات گسترده‌ی منفی، موانع بزرگی بر سر راه شکل‌گیری یک حرکت عظیم مردمی قرار دادید و با این کار اصلاحات را تنها گذاشتید نه جنبش تغییر را!
آقای موسوی، شما و یارانتان را به آخرین جملات مناظره با آقای کروبی یادآور می‌شویم. آیا توان مقاومت در برابر این شرایط دشوار را دارید؟ آیا توان حمایت
در پایان لازم می‌دانیم
هشدار می‌دهیم به یاران موسوی
هشدار می‌دهیم به دو دسته‌گی ایجاد شده، به مفهوم تحریف شده‌ی اتحاد، به هدف از یادرفته‌ی مشترک، به تخریب ها و تهدیدها،
هشدار می‌دهیم به یاران احمدی نژاد
به آن‌هایی که در لباس دین باتوم تحجر را بر گرده‌ی ملت فرو آورده‌اند
هشدار می‌دهیم به حذف جمهوریت؛ ایجاد شکاف میان ملت و دولت
دعوت می‌کنیم به پرهیز از خودخواهی و خودکامگی در مقابل آراء ملت
و درپایان درخواست می‌کنیم از مردم!
از آنان می‌خواهیم با هر رنگ و نشان سنگ صبور عدالت‌خواهی ما باشند، تا پشتیبان جوانانی باشند که برای باز پس‌گیری حق شما در خیابان‌ها به آرامی صدای ا… اکبر سر می‌دهند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 2:14 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

امشب می‌خواهم به خانه‌ای مهمان‌تان کنم، صاحب این ‌خانه یک دنیا صفا دارد، یک دنیا زلالی، سادگی.
بی ادعا حرف‌های قشنگ می‌زند، عکس می‌اندازد و عکس‌هایی که کم از عکس‌های حرفه‌ای نیست را در خانه‌اش می‌چیند و می‌گوید:
این عکس ها را از یک عکاس ناشی بپذیرید

صاحب این خانه را از کامنتی که برایم نوشته بود پیدا کردم.
وقتی کامنت‌اش را خواندم رفتم ببینم این گنجشگک اشی مشی که خونی شده کیست؟
نوشته‌هاش را خواندم، احساس عجیبی به من دست داد، نمی‌توانم توصیف‌اش کنم... دوست دارم همه او را ببینند، بخوانند...
وقتی خواندم که آهای تهرانی‌ها شما یتیم نیستید ما یتیم شدیم، بغض گلویم را گرفت...

پ.ن
بعد از 15 ساعت

نمی دانم به چه دلیلی نویسنده وبلاگ مذکور یکی از پست ها را حذف کرده
من بی تقصیرم اما در هر صورت بخشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

حماسه 25 خرداد شما در راهپیمایی آرام از میدان امام حسین تا میدان آزادی تهران دو نشان بر چهره ایران گذاشت:
اول اعتراض ملت به خیانت دولت در امانتی که به آنها سپرده شده بود و آرایی که مالک حقیقی آنها مردم ایران بودند و ارباب دولت ربودند، دوم آرامش و متانت ملت در شیوه اعتراض که در فضایی سرشار از سکوت برگزار شد که سکوت سرشار از ناگفته هاست.
متاسفانه کسانی که عظمت این رفتار مدنی مردم تهران و دیگر شهرهای ایران آنان را می‌آزارد کوشیدند با اتهام افکنی و مهندسی آشوب – که چون مهندسی انتخابات در آن زبردست هستند – برخی رفتارهای اعتراض آمیز مانند آتش زدنها و تخریب‌ها را به نام ملت ایران و حامیان اصلاحات و تغییر بنویسند و در این جریان گروهی از هم میهنان‌مان را در میدان آزادی و کوی دانشگاه به شهادت رساندند.

من با تسلیت این شهادت‌ها اعلام می‌کنم این ملت از آشوب به دور است و اینان می‌خواهند با هراساندن مردم کوچه و خیابان از آشوب و بزرگ‌نمایی آنها در صدا و سیما و رسانه‌های وابسته و سانسور رسانه‌های آزاد اصل اعتراض ملت را نادیده بگیرند چرا که اگر صداقت داشتند به جای پخش صحنه‌های خشونت بار بعد از راهپیمایی 25 خرداد شکوه اصلاح طلبانه و صلح طلبانه بودن این راهپیمایی ملی و میلیونی را نشان می‌دادند.


اینجانب که خود در روز 25 خرداد قطره‌ای از دریای حضور شما در خیابان آزادی بودم ضمن دعوت به حضور ملت در میادین، اعتراض نسبت به توطئه به آشوب کشیدن اجتماعات از سوی عناصر مشکوک هشدار می‌دهم که هدف نهایی این اقدامات پایان دادن به حضور شما ملت عزیز است.ذره‌ای در تداوم حضور خود و ذره‌ای در مشکوک بودن این آشوب‌ها تردید نکنید.

اینجانب از آن‌جایی که انتخابات 22 خرداد را نامشروع می‌دانم و نتایج برآمده از آن را قبول ندارم و این فرد را برای ریاست جمهوری اسلامی ایران به رسمیت نمی‌شناسم. از همه مردم تهران دعوت می‌کنم ساعت 11 صبح روز جمعه 29 خرداد 1388 با لباس سیاه به نشانه سوگواری برای شهدای راه جمهوریت نظام اسلامی ایران از میدان 7 تیر تا محل برگزاری نماز جمعه حضور یابند و با حضور آرام و آگاهانه خود اعتراض خویش به انتخابات را اعلام کنند و خواسته ابطال انتخابات نامشروع 22 خرداد 1388 را به گوش عالی‌ترین مقام کشور برسانند.

حضور شما در نماز جمعه تهران – که به امامت رهبری نظام برگزار می شود – باطل کننده القائات افرادی است که معتقدند اصلاح طلبان خواهان آشوب و حرکت در ورای چارچوب قانون هستند. قانون اساسی به همه شما این حق را داده است که در خیابان ها حضور یابید و بدون هرگونه تخریب اموال عمومی صدای خویش را به گوش حاکمان برسانید و به نشانه جدایی خود از صفوف اخلال گران مشکوک با نشان های سیاه خویش را از ایشان جدا سازید.

مهدی کروبی 27 خرداد ماه 1388

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 7:11 بعد از ظهر  توسط راوی 

ورود به وبلاگ جدیدم

این عادلانه نبود.
از ابتدای راه‌پیمایی مردم با خویشتن‌داری مثال زدنی تلاش کردند به شکلی مسالمت آمیز مطالبات خود را درخواست کنند.
هربار که فردی از بین جمعیت شعار می‌داد یا حتی الله و اکبر می‌گفت دیگران او را دعوت به سکوت می‌کردند تا تجمع به خشونت کشیده نشود.

من در لحظه‌ی تیر اندازی نبودم اما آن چیزی که من از این تجمع دیدم نباید به خون و سرب آلوده می‌شد.
این‌ها که می‌نویسم متفاوت است با آن‌چه که قرار بود بنویسم و در راه برگشت به آن فکر می‌کردم. زمانی که این عکس‌ها را دیدم لالمانی گرفتم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط راوی