تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - تقدیم به یک دوست

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

دیوانه وار دوستش دارم . چنگ به دلم می زند . "تال "را می گویم . همان آهنگ معرف "لری ".

هر بار که خواننده ی این ترانه  کنسرت دارد و به محل کنسرت مراجعه می کنم از این گوشه آن گوشه ی فرهنگسرا خودم را به او میرسانم که: "تال " را نمی خوانی ؟ و او لبخند زنان می گوید :  تو از " تال " سیر نمی شوی؟ ! حتما" می خوانم .

این ترانه ی زیبا را تقدیم می کنم به کسی که در پست قبلی خودش را " یک دوست "معرفی کرده .

مدت کوتاهی نتوانستم به وبلاگم سر بزنم و وقتی سر زدم ....

"یک دوست " پاسخش را داده بود . برای من هیچ اهمیتی ندارد که آنشخص چه گفته بود و اگر تنها به خودم اهانت می کرد شاید کامنتش را پاک نمی کردم اما آنچه برای من مهم است حضور خوانندگانی چون " یک دوست " است و بس .
وقتی پیغامش را خواندم نثارش کردم، اشکی و بوسه ای .

یه شُوی نصمه شوی نیمه د شوگار

دل گریبونم گرفت سی دی ین یار

یک دوست نازنین من " لر " نیستم اما یک اثر زیبای لری را آنقدر گوش می کنم تا شعرش را بفهمم . اگر خواستی ایمیل بده تا تقدیم کنم شعر لطیفش را

* لینک آهنگ برای خودم باز شد اما اگر مشکل دارید به اینجا مراجعه کنید .*
تال فرج علیپور

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط راوی  |