تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - دل نوازان ناز نازان در رهند

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

ابتدا این آهنگ را تقدیم کنم به یکی از همشهریان خوبم . کیا بهادری

اندک اندک جمع مستان می رسند

اینقدر به من نگویید  چرا هی اراک اراک می کنی  . خدا وکیلی شما بودید چه می کردید؟ همشهری های گلم یکی یکی دارند از راه می رسند . می رسند تا من ببالم . به یکایکشان . یا وبلاگ دارند و یا با ایمیل می آیند و می گویند من هم اراکیم . و دیشب "کیا " آمد وگفت ! باورم نمی شد . خدای من " کیا " همان نویسنده ای که چند پست قبل از قلم شیرینش نوشته بودم ، از " دیسکو ایرانی اش که کم مانده بود خفه ام کند ، نوشته بودم بدون آنکه بدانم "کیا " اراکی ست .  "

" بهادری ها "ی   اراک از چهره های خوشنام و با فرهنگ این شهرند . باید ببینم " کیا " نوه ی همسایه ی خودمان نیست !

*************

این پست آقای خالدیان  را حتما" بخوانید .

نوشته های شیما کلباسی همیشه به دل می نشیند زلال و صمیمی ،طوری که خودت را در کنارش احساس می کنی .

یک خبر دست اول هم برای خانمهای بلاگر دارم . در مورد یکی از دختر های ماه وبلاگشهر . همه او را می شناسید و دوستش دارید .اما مژدگانی یادتان نره . بی تا داره مامان می شه . به او گفته بودم که می خواهم من این خبر را به بچه ها بدهم . بی تا خیلی زحمت وبلاگ من را کشیده . هر کاری که داشتم با روی باز برایم انجام داده . برای همین به او می گویم تو  رفیق روز تنگ من هستی .

 *************

و حالا یک سوال ؟ کسی آدرسی سراغ دارد که من بتوانم فایل صوتی آپلود کنم؟

بلعیده شدن کانگورو توسط مار !

************

ویگن را خیلی دوست دارم . روحش شاد که به واقع لقب" سلطان جاز "برازنده او بود و بس . روزی مهمان شوی فرخزاد بود و فرخزاد می گفت:  آنزمان که کسی ویگن را نمی شناخت اینگونه معرفی اش می کردند ، ویگن برادر " کارو " شاعر نامدار است و حالا باید بگوییم " کارو "برادر ویگن است . دخترش می گوید پدرم آرزو داشت که روزی در میدان  شهیاد  برای هموطنانش برنامه اجرا کند .

خدا نگذرد از کسانی که همه ی آرزوهامان را به دلمان گذاشتند . 

بیا که در چهره ی تو جلوه ی قمر می بینم

** به محض اینکه این پست ارسال شدعلی با صفا آمد و نوشت :

راوی جان حالا که اول شدم میخواهم برات یک خاطره از ویگن بگم. یک خاطره از ویگن که جوانهای امروزی نمیدانند ولی خیلی خاطره انگیز هست. یادم میاید اولین بار که ویگن در رادیو گیتار را به مردم ایران معرفی کرد گفت: این همان تار هست فقط یک گی بهش اضافه شده. ممنون. شاد باشی.

مرسی علی جان خیلی خندیدم :)) نشنیده بودم **

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط راوی