تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - به حرمت نام بزرگانی که در باره ی آنان نوشته ام

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

 

 آقای جامی چنین نوشته اند :

 در يادداشت وبلاگ، کارخانه مفهوم سازی پيشنهاد کرده بودم که اهالی وبلاگستان خاصه وبلاگ های بحث برانگيز و مرجع به گزينشی از مفاهيم توليد شده وبلاگی در سال پارينه بپردازند و شماری از دوستان را هم به نام ياد کرده بودم. کسانی از ايشان بزرگوارانه اين پيشنهاد را پذيرفته اند. فکر کردم بهتر است همه آنها در يک پست جداگانه معرفی شوند تا برای لينک دادن کلی در وبلاگهايی که به اين سال-نماها علاقه مندند نيز کار را آسان تر کند...

روز اولی که وبلاگ نویسی را آغاز کردم ، نوشتم بی هیچ ادعایی شروع می کنم ، نزدیک به ۸ ماه است که می نویسم و همچنان مانند قبل اعتراف می کنم که هیچ نمی دانم اما مروری بر آرشیو وبلاگم انداختم ، نام بزرگانی که در باره ی آنان نوشته ام  باعث شد این جسارت را به خرج دهم تا در حاشیه ی صف بزرگان بلاگر بایستم ،بخشش از بزرگان است !

هر یک از مطالب انتخاب شده  یا مربوط به یکی از شخصیت های برجسته می باشد یا  آن نوشته به گونه ای مورد توجه خوانندگان محترم وبلاگم قرار گرفته . ونکته ی دیگری که باعث شد  اینگونه جسور شوم آن است که روزی آقای جامی در وبلاگشان نوشتند که وبلاگ " آونگ خاطره های ما " را می خوانند . ضمن تشکر از ایشان  به معرفی پست های انتخابی می پردازم . 

اولین روز آزادی گنجی به دیدارشان رفتم : دیدار با اکبر گنجی  ( مصَور )

 روزی  خاطره ای از غول بزرگ موسیقی تاجیکستان نوشتم : سفر به دنیای موسیقی تاجیکستان ( استاد دولتمند )

و با یاری و لطف آقای جامی مجددا" این استاد بزرگ را ملاقات کردم ، دیداری که ناباورانه بعد از ۷ سال پیش آمد : ای مطرب دهر پرده بنواز ( مصَور )

بعد از سقوط هواپیمای  C130  به شهرک توحید رفتم : لب مگشا ار چه در او نوش هاست !

همان روزها بود که منوچهر نوذری در گذشت و خاطره ای از ایشان نوشتم : خاطره ای از زنده یاد منوچهر نوذری

یک خاطره از انجمنی که در آن شرکت می کنم نوشتم : دکتر مهاجرانی ،پوری بنایی ، فیدل کاسترو !

بر سر مزار فروغ رفتم و نوشتم : فروغ زمان فرخ زاد عراقی ( مصَور )

خاطراتی از گذشته های دور  از فریدون فرخزاد نازنین داشتم و نوشتم : فریدون فرخزاد

و سالروز گلسرخی نوشتم : خسرو گلسرخی  /  ادامه ...خسرو گلسرخی

و مگر می شود از موسیقی مقامی ننوشت؟ : موسیقی مقامی و جایگاه آن در دل ما

 خاطره ای از دوران نوجوانی ام : آقای زهر مار !

و بعد از دیدار با خانم ناهید قربانی : چرب و چیلی همراه با تصویر

و چون زن بودم باید می نوشتم ،  اما !...روز جهانی زن؟!

 تصاویری از آخرین  تجمع در  بیمارستان میلاد

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 3:52 قبل از ظهر  توسط راوی  |