ابتدا مژده ای به صاحبدلان ، خصوصا" هم نسلان خودم !
صدها فرشته بر آن دست بوسه می زند
کز کارخلق یک گره بسته وا کند
یادتان می آید بهمن ماه در باره ی موسیقی مقامی نوشته بودم ؟! ( اگر تا به حال این پست را نخواندید پیشنهاد می کنم بخوانیدش ).
بعد از اینکه این مطلب نوشته شد ، دوستی از دیار اساتیدی چون " ببی " و آبچوری " ( از بجنورد )نامه ای برایم نوشت و اظهار لطف و مهربانی و این که شما از تهران به این شکل برای دیدار این اساتید آمده اید حال آنکه ما در همین شهر هنوز به این شکل موفق به دیدارشان نشده ایم . برای این نازنین نوشتم همیشه همین بوده ، که گنجی که داریم را بی تفاوت از کنارش می گذریم .کاش قدر این گنجینه هایی که داریم را می دانستیم .
از آن پس گاه گداری با این دوست نادیده مکاتبه داشتم و ایشان همچون همان اساتید دیارش با لطف و مهربانی ، بارها از من و دخترم دعوت کرد که باز به آن دیار برویم اما متاسفانه هنوز توفیق دیدار این دوست را پیدا نکرده ام اما وبلاگش را می خوانم و گاه گاهی نامه هایش را .
امشب نامه ای برایم فرستاد که به واقع با خواندن نامه اش بغض گلویم را فشرد ، گرچه خود سالهاست می دانم که در خانه ی این اساتید چه می گذرد اما این نامه داغ دلم را تازه کرد .
اساتیدی چون آبچوری که" قوشمه ی" نوار شب سکوت کویر را نواخت ، استاد " ببی " که* " دایره "ی آن نوار را نواخت ، و استاد قلی پور نوازنده ی دوتار ( البته من استاد قلی پور را هنوز زیارت نکرده ام ) به شدت در سختی و تنگدستی به سر می برند .
این دوست از من خواست که در وبلاگم برای این عزیزان درخواست کمک مالی کنم ، برای او نوشتم اگر نام این اساتید را عنوان کنم ایرادی ندارد ؟ به هر حال خواننده ی من باید بداند من این کمک مالی را برای چه کسانی می خواهم که شیندخت عزیز هم در پاسخ نوشت که نه ، ایرادی ندارد من خودم هم در وبلاگم این اسامی را اعلام کرده ام .
نواختن قوشمه توسط استاد آبچوری را در ویدیویی کوتاه ببینید ( نوایی از شب سکوت کویر )
عزیزان من ،از یکایک شما درخواست می کنم چنانچه مایل هستید که در این کار خیر گام بردارید لطف کرده و توسط نامه من را مطلع سازید. آدرس : raavi39@yahoo.com
دلم نمی خواست این نکته را عنوان کنم و در همان پست هم که نوشتم ،عنوان نکردم ، اما اشاره ای کوتاه کردم که :(... بماند که گله داشتند ! از کی ؟ جای گفتنش نیست !...) اما امشب چنان دلم به درد آمده که ناچارم بگویم :
آیا می دانید از فروش چند صد میلیونی کاست شب سکوت کویر ، یک ریال به این اساتید پرداخت نشد ؟! این را ۴ سال پیش استاد آبچوری با بغض برایم تعریف کرد و اضافه کرد ، هزینه ی سفر به تهران برای ما کمی نبود ولی ناچار شدیم برای ضبط این برنامه به تهران برویم و از جیب خودمان خرج کنیم ... شب کجا به سر برده بودند ... این هم بماند ...
خدا را شاهد می گیرم که این جملات را چنان با بغضی همراه با نجابت و عزت نفس بیان کرد که از آن روز به بعد ... بگذریم ...
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد !
دوستان من ،چنانچه کمک قابل توجهی برای این عزیزان جمع آوری شود ، من با کمال میل به دیدار این عزیزان خواهم رفت و گزارش مصوری را هم تقدیمتان می کنم .
منتظر نامه های شما عزیزان می مانم و پیشاپیش تشکر می کنم .
* دایره = داریه
هنوز چند ساعتی نمی گذرد که تعدادی از عزیزان با ارسال نامه اعلام کردند که حاضرند به این اساتید کمک کنند ، ضمن تشکر از این عزیزان و درخواست از دیگر دوستان چند نکته را یاد آور می شوم .
۱ـگلین بانو و ناز خاتون پیشنهاد دادند که حساب بانکی برای این عزیزان در شهر خودشان باز شود تا همه بتوانند مستقیما" کمک خود را ارسال کنند ، اما من فعلا" در این مقطع زمانی این پیشنهاد را مناسب نمی دانم به این دلیل :
چشم سه خانواده به دست شما عزیزان خیّر ، دوخته شده بنابراین باید کنترلی روی پرداخت این کمک ها باشد تا مبادا یکی از سهم بیشتری و دیگری از سهم کمتری برخوردار شود . چنانچه در آینده ی نزدیک این کمک ها به عزیزان پرداخت شد ،بعد از آن شماره حسابی برای اساتید باز می کنیم و در همینجا شماره ها اعلام می شود .
۲ـ از دوستانی که اعلام همکاری می کنند خواهشمندم مبلغی را که قرار است کمک کنند را در نامه برایم بنویسند .
۳ـ نام عزیزانی که اعلام همکاری کردند را به مرور در آخر همین پست اضافه می کنم اما مبلغ را زمانی اعلام می کنم که پول را حواله کرده باشند .
۴ـ به دلایلی که خود بهتر می دانید ، شماره حسابی که قرار است در آن پول واریز شود به نام خودم نخواهد بود ، شخص ثالث قابل اعتمادی را انتخاب می کنم و برای وی حساب باز می کنم و شماره حساب را در همینجا عنوان می کنم .
۵ـ از آنجایی که مسئولیت سنگین دو جانبه ای بر روی دوش دارم ( هم امانات شما خیّران و هم امانات آن اساتید ) در خواست می کنم هر کسی که کمک مالی می کند توسط نامه ، نام واریز کننده و شماره ی قبض بانکی را به طور دقیق برایم ایمیل کنند تا حسابرسی دقیق انجام شود .
۶ـ هیچ کامنتی را از هیچ شخصی به عنوان کمک دهنده عنوان نخواهم کرد ، قبلا" عنوان کردم که با نامه اطلاع دهید ، کامنتی از نظر من مستند است که به همراه آن ایمیل هم ارسال شود .
شیندخت عزیز همشهری این اساتید که به تازگی به دیدارشان رفته نیاز به فضایی برای آپلود کردن ویدیویی از این اساتید دارد ، می توانید کمکش کنید ؟
نام عزیزانی که تا به حال ایمیل دادند و اعلام همکاری کردند به ترتیب اعلام آمادگی ،خانمها و آقایان:
گلین بانو ، احمد
سیمین نیک آئین ، شهاب یار محمدی مدیر شرکت ایران ترانه ، ریحانه ، زیتون ، هاله ، فــــــرهـــاد ،
بی بی باران ، دوست عزیزم از آلمان ، بهاره ابن علیان ، دوستی دیگر که خواسته نامش عنوان نشود ،
دوستی که همسری غیر ایرانی دارد ،
ادامه ی اسامی در اینجا اعلام می شود
بد نیست این نکته را اضافه کنم که دیشب هنگامی که این مطلب را می نوشتم ، خواستم از فرهاد مرادیان که در اسرائیل زندگی می کند درخواست کنم که چراغ اول را ایشان روشن کنند ، چرا که با توجه به شناختی که از خاندان خوشنام ( مرادیان ) در اراک داشتم می دانستم پیشقدم می شود ، اما باز به خود گفتم کسی را مجبور به همکاری نکنم بهتر است . حالا این عزیز همشهری ،برایم نوشته که روی من حساب کن ،فرهاد عزیزم ، حساب کرده بودم و ممنونم .
نکته ی دیگر این که :فردا شماره حساب را به اطلاع شما عزیزان خواهم رساند .
اشک درچشمانم جمع شده با نامه ی عزیزی که درخواست کرده نامش عنوان نشود . او نوشته :
همسرم ، ایرانی نیست و کاست شب سکوت کویر باعث پیوند او با ایران شده ! چقدر زیبا !
یکی از عزیزانم که خواسته نامش اعلام نشود این توصیه را کرده :
تو این زمینه رو منم میتونی حساب کنی .






