تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - دوال پا !

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

 چند روز پیش داشتم کتاب " سیمای شهر اراک " را ورق می زدم که یاد  شهاب افتادم .

روزی من و شهاب داشتیم به اصطلاح چت می کردیم ، گفتم شهاب بیا با هم اراکی چت کنیم ، گفت باشه و به خیال خودمان شروع کردیم اما هر چه می نوشتیم ، همان بود که قبلا" بود و اصلا" بوی لهجه ی اراک را نمی داد . کمی که گذشت شهاب گفت زبان اراکی زیاد تفاوتی با زبان  رایج  ندارد فقط  موقع  حرف زدن  کمی دهانمان را کج و کوله می کنیم . و باز ادامه داد که شاید هم کلمات اراکی از بین رفته . گفتم همینطوره و خلاصه کمی سر به سر هم گذاشتیم و خدا حافظی کردیم .

 در حین ورق زدن کتاب  با خودم فکر کردم همین اشعاری که به زبان اراکی سروده شده و من هم چند بار از آنها در وبلاگم استفاده کردم و بسیاری از دوستان استقبال کردند و گروهی هم  به شدت انتقاد ، عجب منبع خوبی ست برای پیدا کردن کلمات و جمله های اراکی .

مهران مدیری ، در برنامه های چند سال پیش که خودش هم نویسندگی برنامه را بر عهده داشت زیاد از این اصطلاحات اراکی استفاده می کرد ( شب های برره را نمی گویم ) و چنان آن کلمات را در صحبت های روز مرّه ی مردم گنجاند که وقتی  می شنویم  گویی این اصطلاحات و کلمات را همه همیشه تکلم می کردند .
شعری را برایتان انتخاب کردم  اما در پست بعدی تقدیم می کنم که با توجه به طولانی بودن این شعر و باز به دلیل آنکه معمولا" شعر اراکی که برایتان می نویسم به سه شکل آنرا تایپ می کنم ( خود شعر ، ترجمه ی شعر و توسط حروف لاتین لهجه ی آن  اشعار را ) ترجیح دادم در پست بعدی بدون هیچ توضیحی تقدیم کنم .  اما بد نیست حالا که صحبت از اصطلاحات اراکی شد یکی از اصطلاحات که از یاد رفته را برایتان بنویسم .

دوال پا (  Duaalpa ) :

دوال پا موجودی ست افسانه ای. دوال در فارسی به معنی نوار نازک چرمین است که در زین اسب به کار می رود .

از این موجود افسانه ای ،در اراک اصطلاحی رایج بود که می گفتند فلانی مانند دوال پا می باشد . و در باره ی این موجود موهوم چنین می پندارند که بالا تنه ی او مانند انسان اما پاهایی دارد بسیار بلند مانند دوال و اگر این موجود به آدمی برخورد کند فوری به پشت او سوار شده و پاهای دوال مانندش را چندین دور پیرامون کمر شخص می پیچد و دیگر رهایی از آن ممکن نیست . و هر که گرفتار دوال پا شود همیشه باید او را بدوش بکشد و هر چه که  خواست بخورد یا بیاشامد نخست دوال پا از دست او می گیرد و تا سیر نشده نخواهد گذاشت مرکوبش چیزی بخورد و بنوشد. از این رو افراد سمج را به دوال پا تشبیه می کردند. و تنها راه رهایی از دست دوال پا  چنین  بیان می شد که دوال پا را به طور کامل مست کنند تا بیفتد .یک مثال می زنم تا خوب برایتان این اصطلاح جا بیفتد :

انگلیس دوال پاست و ایران مرکوب ! 

راهی برای مست کردن این دوال پا سراغ دارید؟ 

********

ديروز رفتم نمايشگاه كتاب ؛در غرفه انتشارات(........)كتابي را ديدم كه بر روي جلد آن عكس آفتابه اي جلب نظر ميكرد......دقيق شدم به عنوان كتاب  ؛ كه چنين بود  " فرهنگ و بهداشت آبريزگاه"در دل به وزارت ارشاد احسنت گفتم...

********

چند روزی ست که این نازنین آرام و قرار ندارد و فقط  در ارتباط با اعدام ولی‌الله فیض‌ مهدوی می نویسد .

سایت خانم شکوه میرزادگی و آقای دکتر اسماعیل نوری علا با مطالبی جدید به روز شد .

از نگاه يک زن

آيا می شود به اين ها هم «بچه ی ايران» گفت؟

 و این هم یک ترانه ی بسیار لطیف و دلنشین :

 به امیدش با نوای دل نغمه ها خواندم او نیامد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط راوی