تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - می رویم کتک بخوریم تا از...

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

 ابتدا خدمت عزیزانی که بارها برایم نوشتند بخش نظرخواهی را فعال کن عرض کنم  از امروز این کار را خواهم کرد اما با کمال شرمندگی باید بگویم  نه می توانم در همین کامنت های خودم پاسخ  دوستان را بدهم و نه در هیچ وبلاگی کامنت می نویسم دلیلش را هم عرض می کنم خدمتتان .

قبلا" هم گفته بودم که من و دخترم از یک کامپیوتر استفاده می کنیم ، روزی رفتم وبلاگ نازنین غزل و دیدم در باره ی مرحوم پدرش نوشته ، کامنتی نوشتم و فرستادم ، با اشک هم نوشتم و اظهار همدردی که از دست دادن پدر سخت است و حالت را می فهمم و این حرفها . وقتی کامنت را فرستادم دیدم  حواسم نبوده با آدرس سایت دخترم برای غزل کامنت گذاشتم ، حالا حساب کنید چه حالی داشتم ! دیگه اشک و ناله و آه و زاری از یادم رفته بود ، داشتم می مردم و تند و تند برای غزل ایمیل می فرستادم که غـــــــــــــــــــــــــزل به دادم برس ، غزل عزیز هم خدا خیرش بده آمد و کامنت را پاک کرد از آن به بعد پشت دستم را داغ کردم که جایی کامنت ننویسم ، می دانم می شود موقع نوشتن آدرس را عوض کرد اما ، حواس درست حسابی ندارم این روزها . بنا بر این من با ایمیل در خدمت همه تان هستم ، هر کسی سوالی داشت و یا نظرش در بخش نظرخواهی نیاز به پاسخ داشت برایش ایمیل می فرستم . قبول؟!

آخ که چه بوسه ی شیرینی ! علاوه بر  دیدن بوسه ، مطلبی که  پرنیان نوشته را هم بخوانید من که هم خندیدم هم دلم کمی سوخت!

بی تا ی گلم ناراحت است  که نمی تواند در این تجمع شرکت کند ،  بی تا جان حالا اگر بودی هم من نمی گذاشتم شرکت کنی ! تو هم با اون شکم پُرت :)) 
عزایزنی که خارج از کشور هستید  غصه ی کتک خوردن ما را نخورید می رویم کتک بخوریم تا دیگر از شوهرانمان تو سری نخوریم :))
اما دعا کنید توی دهان من نزنند که پر از بخیه ست ، روز قبل از تجمع ،سومین جلسه ی جراحی لثه من هست ، خدایی دعا کنید ، دهانم به جهنم ، هشتصد هزار تومان هزینه اش شده !

هزینه ی دندانپزشکی در ایران اینقدر بالاست یا همه جا؟

********

می گفتند یک شخص ساده لوحی از یک روستایی آمده بوده تهران وقتی بر می گرده هم ولایتی هاش به دیدنش می روندو می گویند : خب ! از تهران تعریف کن ببینیم چه جور جاییه؟  آن شخص هم با آب و تاب  می گه : همه جاش قشنگه از همه جا بهتر مستراحش ! مستراح نگو کاسه چینی بگو ! روغن بریز و بلیسش !

********

حالا یک پیشنهاد به آن کسی که از پینگ کردن وبلاگ  این و آن لذت می بره ، چند تا از دوستان من هستند که می نویسند خوب می نویسند اما وبلاگشان را پینگ نمی کنند برو سراغ این ها : باران زیبا ، قصه گو ، زن متولد ماکو ، احمد باطبی ، رها ، جهان خودساخته و ...

فعلا" برای این چند دوست شرّ به پا کردم بقیه بماند برای بعد !

این ترانه را هم تقدیم می کنم به " فاضل " عزیزم ، مهربانی که از آنسوی دنیا به نیت نوشتن یا ننوشتن من برایم فال حافظ می گیرد و اشک شوق در چشمانم می نشاند .

شمع کو چراغ کو ؟ اون تنگ شراب کو؟ ( فریدون فرّهی )

*دلم می خواست در هر پستی چندین ترانه تقدیم یکایک شما عزیزان کنم ، بسیاری از دوستان هستند که خودم هم عجله دارم زودتر مهرشان را پاسخ دهم اما خب ، شرمنده که  امکان پذیرنیست . اما قول می دهم اگر زنده بودم به تک تکتان نوایی تقدیم کنم *

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 3:12 بعد از ظهر  توسط راوی  |