تبليغاتX
آونگ خاطره های ما - تقدیم به چشم عزیز وبلاگشهر

آونگ خاطره های ما

دار،آونگ خاطره‌های ما در ساعت تاريخ بود.ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. ( سال بلوا ، عباس معروفی )

آرش عزیز ، هیچیک از ما زحمات تو را از یاد نمی بریم .همیشه با ما  همراهی بلکه از همه مان   چند قدم جلوتر .نامردمی ها را به تصویر می کشی تا همه ببینند ، همه بدانند ! در کنار این تصاویر ، تصاویری به یاد ماندنی و خاطره انگیز  را نیز از تو داریم .  خاطرات شیرین ! آرش جان تو اولین کسی بودی که امسال عید نوروز را به معنای شادی واقعی به خانه ها مان آوردی . تصاویر زیبای آزادی " گنجی بزرگ " را . و من تا آخر عمر فراموش نمی کنم .

یادم می آید روزی به یکی از نوازندگان قدیمی گفتم : چرا هر تک نوازی از شما  را در رادیو می شنوم بلافاصله متوجه می شوم شما می نوازید ؟ در پاسخ گفت : این یک حسّ است و با هیچ جمله ای نمی شود توضیحش داد .

آرش جان همه ی ما  کارهای تو را می شناسیم و مطمئن هستیم برای تو اهمیتی ندارد کسی که توانایی ندارد آثارت را حسّ کند و ارج بنهد ، بفهمد یا نه .

عزیزم اگر بخواهم یکی یکی مشکلاتی که با آنها در حین کار دست به گریبانی برای دوستان بنویسم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود !

آرش خوب ،همه مان خُلق مان تنگ است و همه مان بی حوصله، همه ماتم آنچه بر زنان ما گذشت را داریم و نگران عزیزانی که گمنام یا به نام دستگیر و یا تهدید  شده اند ، اما این دلیل نمی شود که من به رسم خودم از تو با یک ترانه تشکر نکنم . ترانه ای شاد را برایت انتخاب کرده ام تا برای لحظاتی دردها را از یاد ببری .

این هم ترانه ای تقدیم به تو  چشم عزیز وبلاگشهر :

مثل بارون تو پاکی

* گروه کُر دختران و امیر رسایی *

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 4:13 بعد از ظهر  توسط راوی