
در روزهای اخیر شاهد نوشته هایی بودم که به نوعی یا به " گنجی " حمله ور شده اند که البته با این گروه کاری ندارم بهتر است بگذاریم شان به حال خودشان تا به نوعی عرض اندام کنند و یا کسانی که سوالاتی را از گنجی پرسیده اند که بعضی با غرض ورزی ست و شرّ نیت شان در کلام کلام شان هویداست، تو گویی که این ۲۸ سال " گنجی " «رهبر بوده چند دوره ریاست جمهوری را بر عهده داشته وزیر بوده وکیل بوده زندانبان بوده شکنجه گر بوده جلاد بوده » و چون اینهمه سمت های مختلف را در آن واحد عهده دار بوده البته که باید تاوان کرده هایش را بپردازد و پاسخگو باشد!
و نیز کسانی هم بوده اند که نگاهی منطقی به ماجرای گنجی داشته اند یکی از این افراد آقای دکتر اسماعیل نوری علا است که اخیرا هم درباره گنجی مطلبی نوشته اند.
آقای دکتر نوری علا و خانم شکوه میرزادگی ، اولین شخصیتهایی بودند که پس از زندانی شدن گنجی نامه ای به سازمان ملل نوشتند و بیش از دو هزار نفر زیر آنرا امضاء کردند و اگر من این مطلب را می نویسم دقیقا" به این خاطر است که نامه از دوست گنجی است نه دشمن گنجی!
شبی که گنجی آزاد شد فردای آن شب برای دیدارشان به منزلشان رفتم البته با هماهنگی قبلی بود ولی زمانی که به خانه ی ایشان رسیدم احساس کردم که جمع ، یک جمع خصوصی و دوستانه است و ایشان با بزرگواری من را در چنین جمعی پذیرفته بودند . از هر دری سخنی بود و با دوستان و اقوام شان گفتگو می کردند. درست در همان لحظات احساس می کردم که برای اینکه مبادا احساس غریبی کنم گاه رو به من می کردند و بخشی از گفتگویشان را ادامه می دادند ... چون چنین احساس کردم سخنی در این باره در وبلاگم ننوشتم و به قول معروف مَحرم رفتم مَحرم برگشتم و عکسهایی که از ایشان و با اجازه ی خودشان را انداخته بودم در وبلاگ گذاشتم ، زمانی که برای خداحافظی برخاستم وی به رسم ادب چند قدمی برای بدرقه ی من آمدند به ایشان گفتم آقای گنجی پیغام خاصی برای دوستان بلاگر ندارید ؟ حرفی ؟ سخنی ؟ ایشان گفتند : از همه تشکر کن و بگو ممنونم که در این مدت من را تنها نگذاشتید و از زحمات یکایک شما متشکرم . نه ، حرف خاصی ندارم ، من حرف نمی زنم ، من عمل می کنم ! ...
حالا بماند که بخشی از همان بلاگر ها که پارسال این موقع گریبان چاک می کردند و اکبر جان اکبر جان راه انداخته بودند الآن بنا به اقتضای زمان ساز مخالف زدن را آغاز کرده اند و بدون آنکه از خود بپرسند تا کنون خود چه کرده اند به خود اجازه می دهند هر تهمتی را به ایشان بچسبانند ...
روی سخن من با امثال " باطبی ها " هم نیست که امثال وی بخشی از عمرشان را در راه اهدافشان که همانا اهداف بسیاری از ما نیز هست را گذاشته اند .
و اما در بین مطالبی که این روزها می خوانم نوشته ی جناب دکتر نوری علا به واقع یکی از متین ترین ، وزین ترین نوشته هایی بود که در باره ی گنجی منتشر شد. من تصمیم نداشتم در باره ی آنچه که به گنجی نصبت می دهند و ناروا سخن می گویند مطلبی بنویسم و ترجیح می دادم سکوت کنم اما نوشته ی دیروز آقای " نوری علاء باعث شد بنویسم . چرا که آنچه باید بگویم ایشان با قلمی شیوا با کلماتی متین نگاشته اند اگر چه با بخشی از نوشته های ایشان هم اختلاف نظر دارم که البته طبیعی ست .
آقای نوری علاء با دیدی منطقی و منصفانه پس از واقعیاتی که در باره ی گنجی می دانند و احساس می کنند می نویسند ، سپس از گنجی سوال می کنند که « چرا رژيم اسلامی چنين کسی را از زندان بيرون کشيده و رخصت سفر به فرامرز داده است » . پاسخ من البته به گمان من !
جناب نوری علاء زمانی که گنجی برای دریافت جایزه " قلم طلایی " دعوت شدند اگر به ایشان اجازه ی خروج داده نمی شد آنهم با چنین شرایط حساسی که ایران دارد و زیر ذره بین است بزرگترین خطای سران حکومت بود که همین موضوع باعث می شد جنجالی در دنیا راه بیافتد که حکومتیان را بیش از پیش زیر منگنه ببرد!
در جای دیگر ایشان سوال فرمودند که « هزينه سفرهايش از کجا تأمين می شود؟ کدام دست او را در شهرهای مختلف می گرداند و برايش کرسی خطابه می گذارد؟ » پاسخ من البته باز هم به گمان من!
هزینه ی سفر ایشان از آنجایی تامین می شود که ۴ سال تمام ما از خود نپرسیدیم زن و بچه ی گنجی روزگار را چگونه می گذرانند ، تصور می کنم هستند یارانی که به جای کاری که من می کنم و لوگوی گنجی را در وبلاگ می گذارم کار دیگر کنند و در خفا چنان کنند که اکبرشان با آرامش خاطر دست از جان بشوید و چنان کند که دیدیم! من مطمئن هستم او دغدغه ی این که زن و بچه ام گرسنه می خوابند را نداشت ! البته به لطف دوستان واقعی شان و مطمئن هستم " گنجی " زیرک تر از آن است که با این روش دوستان ، راه خودش را عوض کند و راهی رود که دیگران خواهانند! به معنای واضح تر عرض کنم مطمئنم او پول نمی گیرد تا برای گروهی کار کند!
در مورد اینکه چه کسانی کرسی خطابه برای ایشان فراهم می کند؟! باید عرض کنم همانهایی که پارسال گنجی گنجی می کردند و هنوز هم بر سر حرفشان مانده اندو این چیز بعیدی نیست به نظر من!
نکته ی دیگر را من به عنوان سوال از شما می پرسم چون هیچ اطلاعی ندارم و شما که اهل قلم هستید بهتر می دانید و آن اینکه من تصور می کنم این جایزه ی قلم طلایی شاید هم جایزه ی نقدی در کنارش باشد ، اینطور نیست ؟! البته عرض کردم من نمی دانم .
همانگونه که در ابتدا گفتم نوشته ی آقای نوری علاء چنان بوی صمیمیت و خلوص می داد که باعث شد موافقت و در بخشی مخالفتم را با این مطلب ابراز کنم که البته حتما" با بزرگواری خودجسارت مرا می بخشند .این هم متن نوشته ی جناب نوری علاء






