تبليغاتX
آونگ خاطره‌های ما - نامه کميته نجات پاسارگاد

آونگ خاطره‌های ما

دار، آونگ خاطره‌های ما، در ساعت تاريخ بود. ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. (سال بلوا، عباس معروفی)

 نامه کميته نجات  پاسارگاد خطاب به مردمان جهان، سازمان  ملل، يونسکو،
و فدراسيون بين المللی حقوق بشر  برای جلوگيری از يک فاجعه ی ملی و بشری

خانم ها، آقايان    
نزديک به دو سال است که هزاران هزار نفر از علاقمندان به گنجينه های ملی و بشری در سراسر جهان دست کمک به سوی شما دراز کرده اند تا از ويرانی بخش عظيمی از آثار باستانی ايرانزمين، که از گنجينه های يگانه جهان محسوب می شوند، جلوگيری کنند در اين بخش در معرض خطر، مناطق گوناگونی همچون تنگه بلاغی، دشت پاسارگاد  و آرامگاه کورش بزرگ، «اعلام کننده ی نخستين اعلاميه ی حقوق بشر»، قرار دارند. بنا بر آن چه کاوشگران، زمين  شناسان، زيست شناسان، باستان شناسان و تاريخ شناسان گفته اند و در خود ايران هم منتشر شده است، آبگيری سد سيوند  نه تنها همه ی آثاری را که در تنگه بلاغی و دشت پاسارگاد قرار دارند نابود خواهد کرد بلکه محيط زيست و کشاورزی منطقه را نيز به نابودی خواهد کشاند. 
اکنون وزارت نيروی ايران با موافقت سازمان ميراث فرهنگی ايران، که وظيفه اش حفظ و نگاهداری از آثار ملی و بشری ايرانزمين است، می خواهد اين منطقه را در آب غرق کند و نمونه های بزرگ و  اررشمندی از تاريخ تمدن بشری، و همين طور محيط زيست منطقه ی بزرگی از فارس را از بين ببرد.

کميته بين المللی نجات پاسارگاد بار ديگر از وجدان های متمدن و علاقمند شما می خواهد که هر تلاشی را که در توان بشری شماست در اين مورد به کار گيريد و از اين فاجعه ملی و بشری جلوگيری نماييد.
 اکنون وزارت نيروی ايران با موافقت سازمان ميراث فرهنگی ايران، که وظيفه اش حفظ و نگاهداری از آثار ملی و بشری ايرانزمين است، می خواهد اين منطقه را در آب غرق کند و نمونه های بزرگ و  اررشمندی از تاريخ تمدن بشری، و همين طور محيط زيست منطقه ی بزرگی از فارس را از بين ببرد.
کميته بين المللی نجات پاسارگاد بار ديگر از وجدان های متمدن و علاقمند شما می خواهد که هر تلاشی را که در توان بشری شماست در اين مورد به کار گيريد و از اين فاجعه ملی و بشری جلوگيری نماييد.
با مهر و احترام
پانزدهم نوامبر 2006
کميته بين المللی نجات دشت پاسارگاد
http://www.savepasargad.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط راوی