سپیده ی نازنین در غم از دست دادن پدرش سوگوار است و من امروز این را فهمیدم!خودم را نمی بخشم چرا که او همیشه مثل یک خواهر در کنارم بوده در لحظاتی که سخت به دلداری نیاز داشتم او هم چونان دوستان مهربان دیگر تنهایم نگذاشته اما...
من چرا باید حالا خبر شوم؟
این توجیه قابل قبول نیست که چون از به روز شدن وبلاگش مطلع نشدم خب،گناهی ندارم...
باید به او سر می زدم باید!
از همینجا به سپیده ی نازنین تسلیت عرض می کنم و امیدوارم کوتاهی سهوی ِ من را ببخشد.
سپیده جانم ، من را در غم از دست دادن پدرت شریک بدان این را از عمق دل می گویم.
روح پدر بزرگوارت شاد.
پ.ن
به دلیل مشکل فنی پست قبلی پاک شد. اگر نخوانده بودید هم چیز مهمی را از دست نداده اید.
من چرا باید حالا خبر شوم؟
این توجیه قابل قبول نیست که چون از به روز شدن وبلاگش مطلع نشدم خب،گناهی ندارم...
باید به او سر می زدم باید!
از همینجا به سپیده ی نازنین تسلیت عرض می کنم و امیدوارم کوتاهی سهوی ِ من را ببخشد.
سپیده جانم ، من را در غم از دست دادن پدرت شریک بدان این را از عمق دل می گویم.
روح پدر بزرگوارت شاد.
پ.ن
به دلیل مشکل فنی پست قبلی پاک شد. اگر نخوانده بودید هم چیز مهمی را از دست نداده اید.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 8:11 بعد از ظهر  توسط راوی






