به کمند زلف لیـــــــــلا من ِ ناتوان نشسته
آدم را هوایی می کنند آقاجان! آدم را هوایی می کنند!
دو تا از بر و بچه های خوب " بالاترین " را عرض می کنم.
" آرش گل " و " واحه ی ماه ".
" آرش " لینک یکی از ترانه های استاد دولتمند را به بالاترین داده بود و " واحه " هم زود خبرم کرد که چه نشستی " مینو " که این ترانه خوراک توست!
گفتم حالا که اینطور شد " دولتمند بارانتان " می کنم!
امان از زمانی که بروم توی حال و هوای ِ گوش کردن به صدا و ساز ِ" استاد دولتمند "، مگر به این راحتی می توانم از آن حال و هوا بیرون بیام!؟ تا چند روز هیچ موسیقی دیگری نمی توانم گوش کنم.
چند ترانه از استاد اینجا هدیه می کنم به علاقمندان " استاد دولتمند " مخصوصا" « واحه » و « آرش »
البته با اجازه ی استاد، قبلا"خود ِ استاد اجازه داده اند و روزی با لهجه ی شیرین تاجیک گفتند: « تو از من ایجازه نگیر ».
یادتان هست روزی برایتان نوشتم که در یکی از کنسرت هاشان به خاطر حضور مادرم در کنسرت ترانه ای برای مادرم خواندند؟ آن روز که آن پست را نوشتم ترانه را نداشتم تا بگذارم گوش کنید حالا بشنوید:
از ثروت و ز شهرت گر به فلک زنم سر
تعظیم می کنم باز در پیش پای مادر
بگذارید پیش از شنیدن ترانه های بعدی یک خاطره از یک کنسرت ایشان در فرانسه برایتان نقل کنم که خودشان برایم تعریف کردند.
این را ابتدا توضیح دهم که استاد دولتمند در نواختن سازهای بسیاری مهارت دارند اما ساز اصلی ایشان " دو تار " و قیچک " و " سه تار " است. گاه قیچک و گاه دو تار...
می گفتند برای اجرای کنسرتی در " فرانسه " دعوت شده بودم.
زمانی که وارد فرانسه می شوند و خانمی که مسئولیت برگزاری کنسرت را داشتند به استقبال ایشان و گروه شان می روند ( نام آن خانم را فراموش کردم ببخشید ) در طی مسیری که می آمدند همینطور که با هم صحبت می کردند معلوم می شود که استاد به عنوان ساز اصلی " دو تار " با خودشان آورده اند و از " قیچک " خبری نیست و این در حالی بوده که خانم... عکس هایی که برای تبلیغ کنسرت پخش کرده بوده استاد را در حال نواختن " قیچک " نشان می داده.
استاد می گفتند خانم... خیلی نگران شدند و چکنم چکنم و اینکه مردمی که به کنسرت می آیند انتظار دارند شما قیچک بنوازید...
القصه... استاد ادامه دادند که به خانم ... گفتم :« تو برای چه اینهمه غصه می خوری!؟ نگران نباش، همه چیز درست می شود.
همان شب استاد دولتمند به خانه ی یکی از موسیقیدان های ایرانی ِ ساکن فرانسه و با هم شروع می کنند به ساختن " قیچک " آنهم در فرانسه!
می گفتند خانم... شگفت زده شده بود و می گفت باورم نمیشه که در این مدت کوتاه بدون امکانات چنین قیچکی بسازید.
و آن کنسرت با " قیچک "دست ساز خود ِ استاد بسیار مورد توجه قرار می گیرد.
و این هم چند ترانه ی دیگر با صدای استاد:
ای که با سلسله ی زلف دراز آمده ای
فرصتت باد که دیـــــــــوانه نواز آمده ای
چین و چین و چین و چین
زلــــــــف تو پر چین و چین
چشمی که ندارد نظری حلقه ی دام است
آن لب که سخن سنج نباشد لب بام است
به مطلب می رسد جویای کار آهسته آهسته
ز دریا می کشد صیاد ، دام آهسته آهسته
به مغرب می تواند رفت در یک روز از مشرق
گذارد هر که چون خورشید گام آهسته آهسته
اگر چه رشته از بار گهر به جان لاغر شد
کشد از مغز گوهر انتقام آهسته آهسته
این ترانه را در آرشیو ترانه های وبلاگم شنیده بودید قبلا"






