تبليغاتX
آونگ خاطره‌های ما - بیست و پنجم خرداد، روزی که باید طور دیگری تمام می‌شد

آونگ خاطره‌های ما

دار، آونگ خاطره‌های ما، در ساعت تاريخ بود. ساعت لنگری گفت: دنگ، دنگ، دنگ. (سال بلوا، عباس معروفی)

ورود به وبلاگ جدیدم

این عادلانه نبود.
از ابتدای راه‌پیمایی مردم با خویشتن‌داری مثال زدنی تلاش کردند به شکلی مسالمت آمیز مطالبات خود را درخواست کنند.
هربار که فردی از بین جمعیت شعار می‌داد یا حتی الله و اکبر می‌گفت دیگران او را دعوت به سکوت می‌کردند تا تجمع به خشونت کشیده نشود.

من در لحظه‌ی تیر اندازی نبودم اما آن چیزی که من از این تجمع دیدم نباید به خون و سرب آلوده می‌شد.
این‌ها که می‌نویسم متفاوت است با آن‌چه که قرار بود بنویسم و در راه برگشت به آن فکر می‌کردم. زمانی که این عکس‌ها را دیدم لالمانی گرفتم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 1:10 قبل از ظهر  توسط راوی